مهندسی علوم صنایع چوب و کاغذ

××وبلاگ تخصصی مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ **

ساده کردن، دوباره مصرف کردن، بازیافت کردن
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸٧ 

 

مصاحبه ای با لوری بچلدر آدامز و خایمه لوزانو

 

 



ایالات متحده در حال حاضر حدود 30 در صد از زباله جامد خود را بازیافت میکند؛ این مقدار شامل ساده کردن و کاهش در منبع --- مصرف کمتر مواد در وهله اول --- و کود سازی است --- استفاده از مواد آلی استحاله و ساده شده بعنوان کود و اصلاح کننده خاک. در دو دهه اخیر درک و حمایت عمومی از اتخاذ برنامه های بازیافت زباله بتدریج افزایش یافته است. فعلا آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (ای. پی. ا.) برنامه هایی برای تشویق و توسعه بازیافت و کود کردن زباله را در دست اقدام دارد، لکن هنوز قانونی فدرال به تصویب نرسیده که جوامع محلی، بخشها، شهرستانها، و شهر ها را ملزم به رعایت اقدامات مزبور کند. بلکه این کار بیشتر به همت و با حمایت شهروندان حکومت های ایالتی و محلی صورت میگیرد، که خود داوطلب اتخاذ و اجرای طرح های مزبور میشوند.
سردبیر مسئول جریده "مسایل جهانی" (گلوبال ایشوز) ، شارلین پورتر ، درباره شیوه های متداول بازیافت و مدیریت زباله با دو تن از کارشناسان این موضوع به بحث و گفتگو نشست. لوری بچلدر آدامز از اهالی شهر دنور در کولورادو مشاوری است که به مشتریان می آموزد چگونه برنامه های بازیافت را مدیریت نمایند. او در ضمن از کارکنان و مسئولین "انجمن زباله جامد آمریکای شمالی" ، که یک گروه وابسته به صنعت است، می باشد. خایمه لوزانو، متخصص محیط زیست است که در اداره بهداشت شهر لوس آنجلس کار میکند.

بقیه در ادامه مطلب........

 


مصاحبه ای با لوری بچلدر آدامز و خایمه لوزانو

 

 



ایالات متحده در حال حاضر حدود 30 در صد از زباله جامد خود را بازیافت میکند؛ این مقدار شامل ساده کردن و کاهش در منبع --- مصرف کمتر مواد در وهله اول --- و کود سازی است --- استفاده از مواد آلی استحاله و ساده شده بعنوان کود و اصلاح کننده خاک. در دو دهه اخیر درک و حمایت عمومی از اتخاذ برنامه های بازیافت زباله بتدریج افزایش یافته است. فعلا آژانس حفاظت از محیط زیست ایالات متحده (ای. پی. ا.) برنامه هایی برای تشویق و توسعه بازیافت و کود کردن زباله را در دست اقدام دارد، لکن هنوز قانونی فدرال به تصویب نرسیده که جوامع محلی، بخشها، شهرستانها، و شهر ها را ملزم به رعایت اقدامات مزبور کند. بلکه این کار بیشتر به همت و با حمایت شهروندان حکومت های ایالتی و محلی صورت میگیرد، که خود داوطلب اتخاذ و اجرای طرح های مزبور میشوند.
سردبیر مسئول جریده "مسایل جهانی" (گلوبال ایشوز) ، شارلین پورتر ، درباره شیوه های متداول بازیافت و مدیریت زباله با دو تن از کارشناسان این موضوع به بحث و گفتگو نشست. لوری بچلدر آدامز از اهالی شهر دنور در کولورادو مشاوری است که به مشتریان می آموزد چگونه برنامه های بازیافت را مدیریت نمایند. او در ضمن از کارکنان و مسئولین "انجمن زباله جامد آمریکای شمالی" ، که یک گروه وابسته به صنعت است، می باشد. خایمه لوزانو، متخصص محیط زیست است که در اداره بهداشت شهر لوس آنجلس کار میکند.

سئوال: چطور شد حکومت های محلی باین نتیجه رسیدند که تبدیل و بازیافت زباله تصمیم بهتری از دفن زباله است؟

بچلدر آدامز: شروع این کار بر میگردد به 1987، وقتی دوبه بد نام زباله حمل کن موبرو یکی از شهر های کوچک منطقه نیویورک را با باری بیش از 3000 تن زباله ترک کرد. این کشتی برای ماه ها در ساحل اقیانوس اطلس سرگردان بود و از اینجا به آنجا میرفت و موفق نمیشد محلی را پیدا کند که مقامات محلی آن حاضر شوند این مقدار زباله را برای دفن تحویل بگیرند. این دوبه سرگردان با بار مشمئز کننده اش محل توجه رسانه ها قرار گرفت، و تبلیغات فراوانی را ایجاد کرد. پیامی که این واقعه برای مردم آمریکا داشت اینبود که " بزودی محلی برای دفن زباله در این سرزمین باقی نخواهد ماند." بسیاری از طرفداران بازیافت از فرصت استفاده کردند و مردم را تا حدودی با ایده بازیافت آشنا کردند. ولی راستش هنوز زود بود بگوییم با یک بحران زباله روبرو شده ایم ، زیرا نه آن زمان و نه حالا، جوامع ما به ته خط ایجاد فضای لازم برای تدارک و حفظ محل دفن زباله نرسیده اند.
آن واقعه بازیافت را بر سر زبانها انداخت و خیلی ها طرفدار این ایده شدند. شهرت داده شد همه مشغول این کارند. موجی از تبلیغات موافق سراسر کشور را فرا گرفت. حالا دیگر بازیافت کردن مد شده بود و یکی از کارهای جدید و پر طرفدار برای هزینه کردن دلارهای مربوط به تاسیسات عام المنفعه شده بود.

یک سری کارهای آسان بازیافتی در ابتدا صورت گرفت، و مردم دیدند کلی مواد راحت و بی زحمت میتوان از زباله ها استخراج کرد و داخل در سیکل بازیافت نمود، و به این ترتیب به هیجان آمدند و مشتاق مشارکت در این امر شدند.

لوزانو : دوبه موبرو حکم لحظه تعقل را پیدا کرد. ناگهان مردم بخود آمدند، به قضیه نگاه کردند و گفتند : " وای، خدای من، میشود این بلا در آینده بسراغ ما بیاید؟" گر چه هنوز دستورالعمل فدرالی در مورد بازیافت یا برنامه تقسیم زباله برای ایالات پیش بینی نشده بود، لکن مجالس محلی بسرعت به سراغ برنامه هایی که برای خلاصی از شر زباله داشتند رفتند و به بررسی آنها پرداختند که ببینند پاسخگوی نیازهای آینده اشان هست یا خیر.

ایالت کالیفرنیا دستور العملی به شهرها و بخشهای تحت نظارت خود صادر کرد. لایحه مجلس ایالتی (ا. بی.) شماره 939 به همه شهرها و بخشها دستور میداد مقدار زباله خود را تا سال 1995 به میزان 25 در صد بکاهند و تا سال 2000 این مقدار را به 50 در صد برسانند. این اهداف و زمان بندی بر اساس مطالعات سال 1990 بعنوان سال پایه صورت گرفته بود.

این لایحه همچنین جرائمی برای عدم انجام اینکار در نظر گرفته بود، بطوریکه به ازای هر روز تاخیر از اجرای برنامه ایالت میتوانست آنها را روزی 10000 $ جریمه کند. گروه های زیادی منجمله طرفداران محیط زیست از این لایحه حمایت جدی کردند. بنظر میرسید همه مشتاق بودند سهمی در حل این معضل داشته باشند.

سوال : در حال حاضر نرخ بازیافت برای اقلام مختلف بسیار متفاوت است. اینطور که از مطالعه ارقام ای. پی. ا. بدست می آید کاغذ 42 در صد، قوطی آلومینیوم 55 در صد، و برای فولاد 60 در صد است. چه عاملی باعث تفاوت در نرخ بازیافت اقلام مختلف میشود؟

بچلدر آدامز: تازه زیر مجموعه هایی نیز در هر قلم جنس وجود دارد. مثلا کارتون خود زیر مجموعه ای از کاغذ است. نرخ بازیافت کارتون و بعضی از انواع گرانتر کاغذ تا 70 در صد هم میرسد. برنامه تقسیم زباله در مناطق مسکونی بین 70 تا 75 در صد کاغذ برای بازیافت جمع آوری میکند، الباقی مواد زباله بیشتر قوطی و ظروف است. بازیافت کاغذ قرین به صرفه است چون در مقادیر نسبتا زیاد جمع آوری میشوند. بعلاوه هم در این کشور و هم در خارج آسیاب کاغذ سازی نسبتا فراوان وجود دارد، بطوریکه که ما از بازار تقاضای نسبتا وسیعی برخورداریم. بازیافت کاغذ بازار محکمی دارد، کلی تقاضا، کلی کارخانجات مصرف کننده، و قیمت نیز نسبتا بالاست بطوریکه در این کسب عوامل همه مناسبند و موقعیت برد مهیاست.

بازار آلومینیوم همیشه محکم و بازار پسند بوده، لکن حالا مدتیست می بینیم بازارش در حال افول است. امروزه روز بسته بندی کمتر با آلومینیوم صورت میگیرد. مواد دیگر جایگزین آلومینیوم میشوند و سهم بیشتری از بازار بسته بندی را بدست می آورند، لذا بازار بازیافت آلومینیوم به داغی سابق نیست. بعلاوه، مقدار زیادی از این ماده به مصارف غیر خانگی میرسد و بنابراین جمع آوری آن از آشغال دانی کنار خیابان و راه یابی به سیکل بازیافت کم شده.

لوزانو : این مسئله بسیار مهمی است. شما باید بازار خویی برای مواد بازیافتی داشته باشید تا برایتان بصرفد که هزینه جمع آوری، جداسازی، عدل بندی، و انبار کردن موادی که باز یافت میکنید را بپردازید. لذا، اگر بازار لازم را نداشته باشید در وضعیت سختی قرار دارید.
یکی از نقشه های ما این بوده که اعتبار لازم برای این پروژه را از بخش کار و کسب تحصیل کنیم و باین وسیله شرکت های نوپا تاسیس شوند که قادر باشند مواد بازیافتی را خریده و از آن فرآورده جدید بسازند. همانطور که لوری اشاره کرد آسیاب تولید کاغذ به وفور موجود است و آماده اند کاغذ بازیافتی را فورا بخرند. این به معنی اینست که جوامع کوچک بازار تقریبا تضمینی دارند؛ و کافی است کاغذ مصرف شده جمع آوری شود، اگر آلوده نباشد، مشتری منتظر خرید است.

ولی قصه برای انواع پلاستیک فرق میکند. آیا یک جامعه میتواند خریدار برای انواع پلاستیک که در صنعت بسته بندی مصرف میشود پیدا کند؟ اگر همه پلاستیک را جمع آوری کنید، یا باید همه اش را بفروشید یا وبال گردن تان خواهد ماند!

پس این موضوع مهمی است که باید به آن توجه کنید. باید یک مصرف کننده نهایی دست به نقد داشته باشید. اگر کسی مواد بازیافتی نخرد، باید فاتحه اینکار را بخوانید.

سوال : آیا بخش صنعت و کار و کسب به این فرصت توجه دارد و بدنبال ایده های جدید استفاده از مواد بازیافتی هست یا خیر؟

لوزانو: صد در صد همین طور است. صنایع زیاد و متنوعی مثل قارچ میرویند که بدنبال این هستند که برای مواد بازیافتی مصارف جدید بیابند و آنها را بسازند. نکته جالب اینست که شما دارید اشتغال جدید و دائمی در این صنایع جدید ایجاد میکنید. مشاغل جدید عبارتند از کار آن کس که زباله را از داخل شهر جمع آوری و حمل میکند، دیگران آنرا جداسازی میکنند، بعد مواد را میشویند و خشک میکنند. نفرات بیشتری در کارخانه ای کار میکنند که خیال دارد مواد بازیافتی را گرفته محصولات جدیدی با آن بسازند. آنها با آن بطری های جدید و یا الوار پلاستیک میسازند. یا اینکه الیاف مصنوعی و پلاستیکی برای استفاده در داخل شلوار یا کت استفاده میکنند، و چیزهایی از این قبیل.

سوال : خانم آدامز، کدام مصارف جالب و جدیدی را در این سنوات اخیر دیده اید که برای مواد بازیافتی پیدا شده؟

بچلدر آدامز : آنها را که خایمه بر شمرد واقعا جالبند. بعلاوه محصولاتی که بکار ساخت شیشه میخورند، بتدریج جای خود را در صنعت باز میکنند، البته بکندی ولی نیاز به آنها بسیار زیاد است. برنامه های بازیافتی جوامع از شیشه حسابی در این زمینه درگیر شده اند. در سطح جوامع کوچک واقعا چالشی مشک آفرین است، زیرا اولا وزن آن بسیار سنگین است و هزینه جمع آوری و حمل و سرو کار داشتن با آن به نسبت سایر مواد زیاد است. بهمین جهت بعضی جوامع کوچکتر آنرا از برنامه بازیافت خود حذف میکنند.

برای جوامع روستایی که من فعالیت زیاد میکنم، و برای کشورهایی که تازه به این برنامه رو آورده اند، توسعه بازار هنوز بیشترین تاکید را دارد. مناطقی که تراکم جمیعت کمتری دارند، با دو مشکل اساسی دست بگریبان هستند. اولی تناژ اندک جمع آوری زباله است، لذا هزینه سرانه جمع آوری یک ماده بخصوص بالاست. دومین مشکل اینست که این جوامع معمولا از نظر جغرافیایی پرت و دور افتاده اند. فاصله آنها با بازار ها دور است و هزینه زیاد حمل و نقل بخشی از سود را میخورد. بدین لحاظ برای این گونه جوامع حیاتی است که بتوانند بازارهای محلی ایجاد نمایند --- که حسنش اینست از مواد بازیافتی ارزان قیمت استفاده میکند؛ چیزهایی نظیر کاغذ کمتر مرغوب، یا شیشه با مرغوبیت کم، همان طور که قبلا اشاره کردم. مواد با کیفیت و طبعا قیمت بالاتر --- مانند کارتون، روزنامه، کاغذ دفتری و اداری، فولاد و غیره --- ممکن است آنچنان قیمت مناسبی بفروش روند که بتواند هزینه حمل بالا را تقبل نماید و هنوز هم سود ده باشد.

بازار بین المللی پر رونقی برای اجناس بازیافتی ایالات متحده، در بسیاری کشورهای در حال رشد، خصوصا در چین، وجود دارد. چینی ها اقلام دست دوم را از آمریکا میخرند، و بازار مصرف کننده نهایی آمریکا در این رقابت (بخاطر قیمت ارزان کالای چینی) شکست میخورد. به این ترتیب ما بازار مصرف کننده نهایی را از دست میدهیم، مانند کارخانجات آسیاب کاغذ را در این کشور. آنها بتدریج ور میشکنند و تعطیل میشوند چون با صادرات از چین یارای رقابت ندارند.

روزی خواهد رسید که کارخانجات بازیافت مواد در این کشور --- چنانچه نخواهند به خارج صادر کنند --- ناچار میشوند تعطیل کنند چون بازار داخلی برای مصرف مواد بازیافتی در این کشور وجود نخواهد داشت.

سوال : حکومتهای محلی به ندرت در مدیریت مواد خام، جمع آوری مواد خام، و از این قبیل فعالیتها دخالت داشته اند. آیا این باعث عقب افتادگی حکومتهای محلی نشده، که بدانند برنامه های مزبور چگونه عمل میکنند، و اینکه چگونه مقوله ای بنام بازیافت را که از نزدیک با صنعت در هم تنیده را اداره کنند؟

لوزانو : چرا، این اتفاق عملا رخ داده است. من خود از بخش خصوصی وارد این ماجرا شده ام، و در کار و کسب آموختم که همه چیز حول صرفه جویی در هزینه میگردد. در 1995 از طرف شهر کارسون کالیفرنیا دعوت شدم یک برنامه بازیافتی را راه اندازی کنم، درست زمانی که لایحه 939 داشت شکل میگرفت. از آن تجربه آموختم که مردمی که در برنامه کاهش فضولات کار میکنند میباید مانند یک سوداگر بیاندیشند و بفهمند چگونه یک شرگت را با موفقیت اداره کنند و چطور یک شرکت موفق در جامعه شما میتواند بخشی از راه حل باشد.

بچلدر آدامز : در سطح حکومت های محلی کارکنان اغلب لوکس شناخت بازار را ندارند؛ آنها وقت این را ندارند که به دقایق و پویایی بازار توجه کنند و آنرا بفهمند. در نتیجه آنها اغلب کار را به بخش خصوصی مقاطعه میدهند. آنها زیاد به جزییات کار توجه نشان نمی دهند، الا که از فروش مواد چه مقدار عایدات نصیب آنها میشود. اگر چنانچه دید بازتری نسبت به تولید، جمع آوری مواد، جداسازی، و سیکل کامل بازیافت زباله داشتند و بکار می بستند منافع بیشتری کسب میکردند.

بعلاوه حکومت های محلی در جذب و اجرای ایده " کلی و جهانی فکر کن؛ لکن محلی عمل کن." دچار مشکل هستند، و قبول آن برایشان دشوار است. معنی این مفهوم اینست که حکومت محلی پول را بدهد، منابع را تامین کند، وقت بگذارد، و خون دل اجرای صحیح برنامه را بخورد، و در نهایت منافع آنرا به بقیه ما بدهد. این یکی از نکات دشواریست که هر مدیر برنامه بازیافتی باید شورای شهر خود و یا کمیسیون بخش و یا شهرستان را خود را نسبت به آن قانع کند و به قول سوداگران این فکر و ایده را آسان بفروشد. ...

من یک لیست دارم که بهر جامعه ای که میخواهد یک برنامه بازیافتی را شروع کند توصیه میکنم : اول، شما نیاز به یک حمایت همه جانبه عمومی دارید. شهروندان را بهر شکل که میدانید با خود همراه کنید. ولی آماده باشید که این حمایت فراز و نشیب دارد. دوم، برنامه شما دایما در حال تغییر است. خواه حمایت مردم، خواه بازار برای مواد ، یا فن آوری که شما استفاده میکنید. شما باید آماده تغییر دائمی باشید.

سوم، هر برنامه ای که دارید، و بهر میزان که متکی به کمک بخش خصوصی هستید، حکومت های محلی نیاز دارند کنترل تامین سرویسهائی اهدایی و پیاده کردن سیاستهای اساسی و استراتژی قیمت گذاری را که باعث میشود مشارکت جمعی را بصورت دلخواه شما حفظ نماید در دست خود داشته باشید. منظورم سیاستها یست مانند تناوب و بسامد جمع آوری، محموله های سرپوشیده، دستورالعمل برای زباله جمع کن ها که خدمات بازیافتی ها را نیز عرضه دهند؛ و رهنمود هایی برای تعیین شارژ جمع آوری زباله به نحوی که موجب تشویق برنامه بازیافتی شود.

سوال : آقای لوزانو، شما در آمریکای مرکزی و جنوبی مسافرت کرده اید و با مقامات محلی در باره اهمیت بازیافت و چگونگی اجرای یک برنامه بازیافتی صحبت کرده اید. بنظر شما آیا پیشنهاد و طرح خانم بچلدر آدامز بعنوان نقطه آغاز این برنامه برای جوامعی که شما طی سفرهایتان دیده اید مناسب است؟

لوزانو : پیشنهاد بسیار خوبی است --- بخصوص آن بخش که مربوط میشود به کنترل و مالکیت. مقاماتی که ان برنامه ها را پیاده میکنند لازم است با جوامع مربوطه همکاری کنند و به آنها آموزش دهند که این فقط مسئولیت و وظیفه دولت نیست که مقدار زباله و فضولات را به حد اقل برساند و اداره مناطق دفن زباله را بر عهده بگیرد. اهالی و کار و کسب نیز باید سهم خود را در این ماجرا بشناسند و در حل معضل زباله یاری کنند تا اینکه آنها هم بخشی از راه حل شوند.

در بسیاری از کشورها که سفر کردم دیدم که مردم اغلب تشنه همکاری هستند و میخواهند بخشی از راه حل شوند. آنها واقعا میخواهند مشارکت کند، لیکن ابتدا میخواهند بیشتر یاد بگیرند. آموزش بسیار زیادی مورد نیاز است. ایالت کالیفرنیا یک برنامه آموزشی بسیار بسیار جالب دارد به نام " بستن حلقه " . این برنامه ایست جامع و فراگیر در مورد فضولات و زباله که از کودکستان شروع و به کلاس 12 ختم میشود؛ و به زبان اسپانیولی هم تهیه شده و در دسترس است. فکر میکنم کشور ال سالوادور رسما آنرا پذیرفته و بعنوان بخشی از آموزش ملی محیط زیست خود آنرا در برنامه آموزشی خود جای داده. بعلاوه، لااقل سه ایالت از ایالات آرژانتین آنرا پذیرفته اند، و دولت شیلی هم در صدد انجام همین کار است. برای اینکار شما نیاز به آموزگار مخصوص دارید که آلوده اینکار شود. لازم است مقامات محلی و دولت های ملی را نیز آلوده اینکارکرد؛ و عاقبت باید کار و کسب و صنعت را هم داخل انکار کشاند. و بالاخره باید راه هایی بیابیم که پول و اعتبار ایجاد کنیم؛ تا اینکه بتوان کار هایی را عملا به انجام رساند.

سوال : یک مطلب مهم دیگر در این چرخه و معادلات مربوط به آن کاستن از منابع است --- کاهش مقدار زباله جامد که ابتدا به ساکن در جامعه شما ایجاد میشود. بنظر شما دولت های محلی تا چه میزان موفق بوده اند این فاکتور از کل چرخه را مورد توجه قرار دهند؟

بچلدر آدامز : باید بگویم کم تا متوسط. این شاخص بسختی به شمارش و اندازه گیری تن میدهد. ضمنا از آن اقلامیست که فروشش به مردم و اقناع آنها مشکل است چون لازم است که مردم مدل زیست و طرز زندگی شان را عوض کنند، که یکی از دشوارترین کارهاست.
برخی پیشرفتها از طریق سیاست خریدهای سبز بدست آمده. دولت های محلی کالاهای قابل بازیافت را میخرند تا سهم خود را از عرضه نیازهایشان تامین کرده باشند، و ضمنا به تحریک و جنبش بازار هم کمک کرده باشند.

لوزانو : کاهش منبع یکی از اهداف دشوار برای دسترسی است، لکن در عین حال بسیار مهم نیز هست. در کار ما شعار اصلی عبارت است از " ساده کن یا کاهش بده، سپس دوباره استفاده کن، و عاقبت بازیافت کن." این موضوع بقدری مهم است که ما کارمان را با ساده کردن و فعالیت های کاهش دهنده آغاز کرده ایم. استفاده مجدد از کاغذ برای مثال یکی از این اقدامات است. چرا اغلب ادارات و سازمانها تنها بر یک روی کاغذ تایپ میکنند یا مینویسند؛ آیا این اسراف نیست؟ این یعنی 50 در صد را هدر دادن، چرا؟

شرکتها میتوانند کارهای ساده ای انجام دهند تا به این اهداف برسند. ما یک بررسی و حساب رسی با بنگاه نیسان آمریکای شمالی در کارسون را در زمانی آغاز کردیم که آنها آماده میشدند یک سری ماشین کپی جدید بخرند. ما پیشنهاد دادیم که دستگاه های پلی کپی را طوری برنامه ریزی کنیم که حالت معمول اتوماتیک آن روی در روی کاغذ بجای یک رو باشد و اگر کسی روی تنها یک رو کپی میخواست میبایست زحمت بیشتر متحمل میشد، دستگاه را از حالت معمول و نرمال خارج میکرد، زحمتی اضافی میکشید و سپس تکمه ای را فشار میداد. ناگهان نیسان دید هزینه 50000$ اش برای کاغذ به نصف تقلیل یافت و به 25000$ رسید. ضمنا آنچه را هم دور میریختند --- چه بصورت بازیافتی و چه بصورت آشغال و دور ریز --- آنهم به نصف تقلیل پیدا کرد.

سوال : جوامع با چه مشکلاتی به هنگام ارزیابی این مخارج و آن استفاده هایی که برنامه برای آنها عاید میساخت روبرو میشدند؟

بچلدر آدامز : حکومت ها و مقامات محلی میباید براستی ، با دقت، و بصورت جامع و فراگیر تمامی هزینه هایی که مشمول یک برنامه بازیافتی میشود را محاسبه نمایند مانند: استهلاک متوسط عمر یک دستگاه یا تجهیزات، عدم النفع ها مربوط به هزینه حمل صرفه جویی شده و بالاخره هزینه دور ریزی آن. بتدریج و با گذشت زمان ما قادر خواهیم بود مراحل مختلف و جزئیات و هزینه دقیق هر مرحله از چرخه مستقیم سیستم دفن زباله در مقابل بازیافت زباله را محاسبه کنیم. برای مثال، محققین و پاره ای از مقامات سرشناس محلی در ایالات متحده ارزیابی خود را از چرخه بازیافت در قیاس با دور ریز قطعی لکن از دید اثراتی که بر محیط زیست وسیعتر میگذارد میسنجند. این ما را بسراغ عواملی مانند جلوگیری از آلودگی و مسایل مربوط به بهداشت اجتماعی و سلامت عمومی میبرد، که ممکن است با آلودگی هوا و گازهای گلخانه ای مربوط باشند.

لوزانو : و هزینه های بهداشتی و درمانی میتوانند بسیار زیاد باشند. در سفرهایم من آدمهایی را دیده ام که روی محل دفن زباله زندگی میکنند. این خطر بسیار بسیار وخیم تندرستی ایجاد میکند. گمان میکنم برخی بیماریهای وحشتناک بالقوه که علم هنوز آنها را بدرستی نشناخته میتوانند به کسانی که روی تپه های زباله زندگی میکنند سرایت کنند و از آنجا به جامعه بزرگتر برگشته عده زیادی را مبتلا کنند. این قسمتی از همان دور تسلسل معیوب است که میباید در جایی آنرا بشکنیم.

بچلدر آدامز : اگر واقعا نگاهی بدرستی به هزینه های کامل و واقعی دور ریز فضولات و زباله این ملت نگاهی عمیق بیاندازیم، بر اساس حجم موجود و به تناسب مقدار تولید شده، یقینا برای این کشور گرانتر از بازیافت کردن در خواهد آمد. اینکه بتوانیم دقیقا و کاملا مزایای دیر پای اقتصادی و پایدار بازیافت کردن را به شیوه ای علمی بدست آوریم توانایی جدیدی است که شاید ظرف چند ماه یا چند سال آتی در دسترس ما قرار خواهد گرفت.

 

 

منبع:سایت وزارت خارجه آمریکا-پل ارتباطی ایران امریکا


کلمات کلیدی: بازیافت