مهندسی علوم صنایع چوب و کاغذ

××وبلاگ تخصصی مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ **

تحلیلی از تجزیه محصولات کاغذی در محیطهای طبیعی ، تاسمانیا و استرالیا
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٩ 

ترجمه و ارائه کنندگان:

محسن بهنیا بفروئی ، محمد مهدی هادیلام

تحلیلی از تجزیه محصولات کاغذی (کاغذ توالت ، دستمال بهداشتی و پوشکها) در محیطهای طبیعی ، تاسمانیا و استرالیا

 

چکیده:

آزمونی نرخ تجزیه کاغذ توالت ،دستمال کاغذی و پوشک استعمال نشده را در 9 محیط مختلف از مناطق طبیعی تاسمانیا را بررسی کرد.نمونه هایی از محصولات کاغذی (کاغذ توالت ،دستمال کاغذی و پوشک ها) برای دوره های 12،6و24 ماه در اعماق 5 و15 سانتی متری دفن شدند.

یک محلول شبیه سازی شده با ضایعات بدن انسان روی نیمی از نمونه ها اضافه شد تا فرضیه "افزایش مواد مغذی ،تجزیه محصولات کاغذی دفن شده در خاک را بالا خواهد برد." را تست کند. متوسط بارش سالیانه را به عنوان مهمترین متغیر در تعیین میزان متوسط تجزیه محصولات کاغذی برای کاغذهایی که تیمار مغذی به آنها افزوده شده بود ،سنجیده شد.

بین محل های با بارش بالا (متوسط بارش سالیانه بیش از 650میلیمتر) که پوسیدگی کمتر محصولات را نسبت به محل های خشک تر(متوسط بارش سالیانه600- 500میلیمتر) ثبت می کند.دما و مقدار محتوای آلی خاک اثرات مهمی روی تجزیه محصولات غنی نشده داشتند.

کاغذ توالت و دستمال کاغذی خیلی سریع تر از پوشک ها پوسیدند. افزودن مواد مغذی پوسیدگی برای همه محصولات سرتاسر همه محل ها ی مورد آزمایش را بالا برد. عمق دفن برای تعیین درجه ای از پوسیدگی محصولات مهم نبود.

در محیط های مرتفع (Alpine) دفن زیر صخره ها روی سطح ،سرعت پوسیدگی هیچ کدام از محصولات را افزایش نداد. مناطق مرتفع غربی ، نمونه ای از مناطق مرتفع در مناطق متروک بیابان های تاسمانیا پوسیدگی کمی را در طول یک دوره دوساله حتی برای نمونه های با مواد مغذی افزوده شده نشان داد.

دستورالعمل­های مدیریتی باید اصلاح شوند تا مردم را از ریختن دستمال توالت ضایعات انسانی در درون­ترین محیط­ها ( منتهی به ارتفاعات ) در تاسمانیا غربی منصرف سازد. به عنوان یک راهکار پوشک ­ها باید به طور مداوم از محیط خارج شوند.

 

 


مقدمه:

پژوهش در مورد اثر ضایعات انسانی ( مدفوع ،ادرار و کاغذ توالت) مصرفی در محیط­های صحرای سرویس داده نشده ( فاقد سرویس بهداشتی ) در دهه 1970 و 1980 انجام شد. (  Liomard و Plumley 1979) و ( Temple و همکاران 1982) در حالیکه مطالعات اخیر موضوعاتی که به سبب مصرف نا مناسب ضایعات انسانی در ناحیه بک کانتری را ذکر کرده­اند.( Cole و همکاران 1997) ( Marion و Leang و همکاران 2000) ( Rochefort و Swinney 2000) ( Cole 2001).

آنها روی دیگر اثرات تفریحی از قبیل اختلالات فیزیکی ایجاد شده بوسیله اردو زنی و زیرپا لگد کردن هم در آمریکا و هم در استالیا تمرکز کردند. این شکاف در اطلاع از اثرات تفریحی تشخیص داده شده است و به طور خاص در زمینه بازدیدکننده افزایش یافته که منطقه بک کانتری را مورد استفاده قرار می­دهند، مهم است.

یک استراتژی اثر کمینی بوش والکینگ ( افراد گردشگر) (MIB) بوسیله پارکهای تاسمانیایی و سرویس حیات وحش قصد تشویق بوش والکرها به مرتب کردن ضایعاتشان به روش ایمن محیطی اتخاذ شد.

 این راهبردها به بوش والکرها توصیه می­کند محل توالتی را انتخاب کنند که حداقل 100 متر از منبع آبی دور باشد و جایی باشد که ضایعات انسانی ( مدفوع و کاغذ توالت ) در گودال­هایی به عمق تقریباً 15 سانتیمتر حفر شوند.به این افراد سفارش شد این عمل را نیز برای پوشک­های استفاده شده انجام دهند. این راهبردها براساس عدم اجازه اردوزنی در آمریکا پایه ریزی شده است. به هرحال اطلاعات علمی خیلی کمی که راهبردهای استرالیایی را حمایت کند وجود دارد.

بازدیدهای اخیر از محلهای اردوزنی  مرتبه­ای از عدم تطابق با راهبردهای MIB با بسیاری از موقعیت­های کاغذ توالت و مدفوعات دفن نشده که ثبت شده­اند را نشان داد. ماندگاری کاغذ توالت در محلهای ارو زنی به طور ابتدایی موضوعی زیباشناسانه است آنچه که اهمیت دارد این است که شهرت تاسمانیا به عنوان قطعه­ای پاک و سبز به خصوص در ناحیه صحرایی و بی آب و علف تایید شده و تحت شعاع قرار می­گیرد. مطالعات چاپ شده­ای وجود ندارد که مستقیماً نرخ­های تجزیه وابسته به کاغذ توالت ، دستمال کاغذی و پوشک­های دفن شده در محیط­های طبیعی را نشان دهد.

اطلاعات محدود شده­ای از تحقیق در آمریکای شمالی تعیین می کند که کاغذهای توالت آهسته تجزیه می­شوند و ممکن است توسط حیوانات از زیر خاک بیرون آورده شوند. عمل دفن کردن کاغذ توالت در محیط­های دارای خاکهای با مواد آلی بالا پسندیده نیست و برای مناطق بدون خاکهای معدنی در منطقه تاسمانیای غربی انتخاب درستی نیست .

پیشنهاد شده است که افراد طرفدار تفریح باید کاغذ توالت مصرف شده را به بیرون محیط حمل کنند ، در حالیکه این پیشنهاد در بعضی از نقشه­های گردشگاهی تاسمانیا چاپ شده است ولی این توصیه عمومی راهبردهای جاری MIB برای تاسمانیا نیست. پژوهش گزارش شده در این نوشتار متعهد شد تا تعیین کند که :

در محیط­هایی که رفت و آمد بوسیله گردشگرها در تاسمانیا زیاد شده چه تفاوتی در توانایی تجزیه کاغذهای توالت ، دستمال بهداشتی و پوشک­ها وجود دارد.

دوره­های مورد نیاز برای تجزیه ، اثر افزودن مواد مغذی روی تجزیه محصولات کاغذی و اثر عمق ،خواص اقلیمی و تاثیر خاک روی نرخ تجزیه نیز بررسی شد.

مفاهیم مدیریتی در نتایج بحث می­شود .

 

روش شناسی :

روشهای میدانی : 9 محل که نشانگر اجتماعات گیاهی بودند و در تعدادی از پارک­های طبیعی تاسمانیا بودند انتخاب شدند.این محل ها در محدوده ارتفاعی ، زیرلایه ای و شرایط اقلیمی متفاوت بودند. 3تا از این محل ها در مناطق گیاهی لاولند بر ماسه زار یا dolerite در قسمت جنوب شرقی کشور(گرم تر و خشک تر) (جنگل ساحلی اکالیپتوس ، جنگل پوشیده از علف اکالیپتوس، جنگل گرمسیری اکالیپتوس) واقع شده بودند، 3تا از این محل ها در خاک های dolerite در ارتفاعات، مناطق پوشیده از گیاه دامنه ارتفاعات( جنگل های پر باران دامنه ارتفاعات، جنگل اکالیپتوس مونتانه ، بوته زارهای شرقی مناطق مرتفع) واقع شده بودند و سه محل دیگر در مناطقی که نسبتا با کمبود مواد مغذی و دارای کوارتز بودند در تاسمانیای غربی(جنگل های پر باران پایین دست ، زمین های بایر مونتانه و قسمت شرقی ارتفاعات) واقع شدند. جزئیات بیشتر محل های شرح داده شده در بریدل و کایرک باتریک موجود است(2003).

در هر محل دو برش عرضی موازی هرکدام به طول 20 متر در حد واصل خطوط موازی در طول بودند. درون هر بخش عرضی 20 قطعه مربعی(50*50) در مناطقی که قرار بودند به عنوان مکان توالت گردشگرها بکار برده شوند واقع شده بود که منطقه ای خالی از بوته های تیغ دار هست و عمق خاک در آن حداقل 15 سانتی متر بود. قطعات توسط میخ های فلزی در هر گوشه نشانه گذاری شده بودند و فاصله و جهت انحراف از خط عرضی ثبت شد.قطعات مربعی در کمتر از 50 سانتی متر از یکدیگر در همه جهات برای اجتناب از روی هم افتادن واقع شده بودند.

مشخص شد که ضایعات انسانی یک منبع بزرگ از مواد مغذی اضافی در محیطهای طبیعی است. ما تصمیم گرفتیم این فرضیه را که مواد مغذی پوسیدگی کاغذهای توالت و پوشکها را در محیطهای طبیعی را زیاد می کند را آزمایش کنیم. ما یک محلول ساختگی که نزدیک به ترکیبات ادرار و مدفوع باشد را درست کردیم. ادرار و مدفوع از نیتروژن ، فسفر، کلسیم، کربن و پتاسیم با خواص یکسان و نسبت های متفاوت از یکدیگر ساخته شده اند.برای اطمینان از سازگاری و قدرت محلول بین قطعات مربعب و محل ها از یک فرمول استفاده شد.

ضایعات انسانی در گودال هایی به عمق 15 سانتیمتر و به قطر تقریباً 10 سانتیمتر دفن شدند و دو تیمار بر روی آنها انجام شد ، یکی با مواد مغذی و دیگری بدون آنها. بسته­های پلاستیکی سوراخ­دار با وزن­های مشخصی از کاغذ توالتهای رنگبری شده ، کاغذ تواالت رنگبری نشده ، دستمال کاغذی و پوشکها پر شدند و سپس دفن شدند. سخت بود که وزنهای یکسانی برای همه محصولات در همه بسته­ها برقرار کنیم. هر محصول تقریباً 2 گرم وزن شد در حالیکه پوشک­ها سنگین­تر بودند.(2.7 گرم) کاغذ توالت رنگبری نشده سبکترین بود.(1.7 گرم) دستمال کاغذی میانگین وزن 2.5 گرم داشت و کاغذ توالت رنگبری شده 2.1 گرم وزن شد. به طور متوسط مقدار کربن همه محصولات بیش از 96% بود. بسته­ها به طور تصادفی برای تیمارها انتخاب شدند.تیمارهای مشابه برای بسته­ها در گودال­های یکسان به کار برده شدند. در تیمار1 بسته­ها در گودال­هایی با عمق 5 و 15 سانیمتر دفن شدند. بسته­ها قبل از دفن با 60 میلی لیتر آب مقطر نمناک شده بودند .

تیمار 2 ( حاوی ادرار) هم چنین شامل 2 بسته دفن شده در عمق­های 5 و 15 سانیمتر بود ، هم چنین 250میلی لیتر از محلول دارای مواد مغذی قبل از اینکه بسته­ها با خاک پوشیده شوند در سرتاسر بسته­ها پاشیده شده بود. محلها و همچنین محلولهایی که برای هر بسته به کار برده شده بودند هر 6 ماه یک بار بازدید می­شدند.

 

********

 

یک راه آنالیز واریانس برای تعیین اهمیت تغیر میانگین سرعت پوسیدگی بین مکان ، زمان، عمق و تیمارهای طبقه بندی شده استفاده شد.

ویلکوسن مرتبه آزمایش استفاده شده برای مقایسه پوسیدگی وابسته به جفت محصول را نشان داد که برای تمام مجموعه داده­ها قابل استفاده بود.

کروسکال والیس آزمون H را برای تعیین معنی دار بودن اختلافات بین میانگین پوسیدگی محصولات ویژه و محل به کار بردند. مقایسه دو به دو در آزمون واریانس به کار برده می­شود.

تغییرات پی در پی محیطی به عنوان متغیرهای مستقل در چندین رگرسیون برای پوسیدگی تمام محصولات ، زمان و تیمار نشان داده شد و برای تمام محلها تعمیم داده شد.

تنها رگرسیون هایی که نزدیک به نرمال بود برای پس­ماندها استفاده شد. این روش برای آزمون پراکنش نمودارها از همه روابط با یک متغیر وابسته جهت یافتن معنی­دارترین روابط بود.

اگر این روابط خطی نبود تبدیل­ها و وابسته­های درجه2 و چند جمله­ای­ها مناسب بود. این پژوهش برای بیشتر مدلهاتوصیفی معنادار است. با استفاده از پسماندها ، این فرآیند (آنالیز آماری) تکرار شده بود. تا وقتی که تغییرات زیاد نباشداین روش با شیب معنی داری می تواند درون معادله مناسب باشد. جاییکه بیش از یک متغیر در مدل لحاظ شده بود از روش رگرسیون چندگانه در نرم­افزار مینی تب ( Mini tab) برای ارائه مدل نهایی استفاده شد.

نتایج:

یک زابطه معنی­داری بین محل، زمان و تیمار در تمام مدلهای خطی برای میانگین نرخ پوسیدگی در دوره­های 6 ماه پاییز زمستان ، 12و24 ماه وجود داشت. در شش ماه پاییز و زمستان ،میانگین پوسیدگی تولیدات در جنگلهای پست اکلیپتوس و جنگلهای پوشیده از علف اکالیپتوس رشد یافته بود ولی در محلهای پایین دست جنگلهای پر باران، جنگلهای گرمسیری اکالیپتوس ، در دشتهای مونتانه و قسمت غربی ارتفاعات قابل چشم پوشی بود.

برای 24 ماه در همه محلها به جز دشتهای مونتانه و قسمت غربی ارتفاعات پوسیدگی تقریباً کامل بود ( نزدیک به 75 % پوسیده بود). در همه محلها به جز مناطق پایین دست جنگهای انبوه یک رابطه معنی­دار و مثبت بین اثر مواد مغذی بیشتر و پوسدگی وجود داشت.

اثر مواد مغذی بیشتر بر پوسیدگی بیشتر در طول 6 ماه پاییز و زمستان مدنظر بود.

از 750 بسته دفن شده 34 جفت بسته به وسیله اهالی و حیوانات وحشی در مناطق جنگلهای اکالیپتوس مونتانه ، جنگلهای انبوه دامنه کوه های مرتفع ،جنگلهای انبوه پایین دست و جنگلهای گرمسیر اکالیپتوس تخریب شده بود و یا بر اثر یخ زدگی در منطقه مرتفع شرقی از زمین خارج شد.

این نمونه­ها به صورت الزامی نشانه­گذاری شده بودند و دسته بندی شدند. 10بسته به طور غیر قابل برگشتی گم شد.

30بسته از 34 بسته­ای که از خاک بیرون آورده شده بود ابتدا در یک عمق 5سانتیمتری دفن شده بود. تنها عمق دفن در برهم کنش با محل معنی دار بود.

این گزارش برای تاثیر محلها بر مقدار پوسیدگی در دو عمق بود. در محلهای مرتفع شرقی ،جنگللهای گرمسیری اکلیپتوس و جنگلهای پرتراکم دامنه ارتفاعات پوسیدگی در عمق 15 سانتیمتری سریع­تر بود.در حالیکه رای دیگر محلها پوسیدگی در عمق 5 سانتیمتری سریع­تر بود.

برای محلها مرتفع شرقی در 12 ماه ،نمونه­های دفن شده دارای مواد مغذی بیشتر ، سریعتر از نمونه­های دارای مواد مغذی بیشتر تجزیه شدند که در زیر سنگها و سطح خاک قرار گرفته بود. نمونه‑های دارای مواد مغذی بیشتر که زیر سنگ و روی سطح خاک قرار گرفتند سریع­تر نمونه­های دفن شده بدون مواد مغذی بیشتر تجزیه می­شوند.

در محل مرتفع شرقی در شش ماه و در هرعمقی هیچکدام از نمونه­های تجزیه نشده بودند ولی در بعضی از مکان­ها برای 12 ماه در عمق 5 سانتیمتری پوسیدگی اتفاق افتاده بود و در زیر سنگها پوسیدگی خیلی کم بود و در 15 سانتیمتری اصلاٌ اتفاق نیافتاد.

یک رابطه معنی داری بین مکان ، زمان و تیمار در تمام مدلهای خطی برای دو نمونه 6 ماه وجود داشت. P=0.031, F=2.36, dF=6

در تمام محلهایی که شامل تحقیق شده بودند اختلاف معناداری بین تیمار و زمان به جز منطقه پایین دست جنگلهای انبوه استوایی و قسمت غربی کوه­های مرتفع وجود داشت. در تمام مواردیکه تغییرات معنی­دار بود تیمار مواد مغذی بیشتر در دوره پاییز زمستان بیشترین پوسیدگی را ایجاد کرده بود. اگرچه در مورد جنگلهای پوشیده از علف اکالیپتوس این پوسیدگی به طور آماری مساوی با دوره بهار تابستان بود. داده­ها برای همه محلهای ترکیب شده یک تفاوت معنی­داری در رابطه با پوسیدگی محصولات مختلف در هر زمان را نشان داد.

دستمال کاغذی سریعتر از پوشک پوسیده شده بود ( ویلکوکسن ترتیب آزمایش را نشان داد   P0.001) اما کندتر از کاغذ توالت رنگبری شده و رنگبری نشده پوسیده شد. کاغذ توالت رنگبری شده و رنگبری نشده سریع­تر لز پوشک ها پوسیده شدند و کاغذ توالت رنگبری نشده سریع­تر از کاغذ توالت رنگبری شده پوسیده شده بود. استفاده از مواد مغذی بیشتر به طور معنی­داری پوسیدگی پوشکها را در همه محلها به جز نواحی پایین دست جنگلهای انبوه استوایی و قسمت غربی کوه­های مرتفع افزایش داده بود.

2-3 : مدلهایی از پوسیدگی

میانگین بارش سالیانه مهمترین فاکتور برای تعیین میانگین پوسیدگی نمونه­ها از همه محصولات ترکیب شده برای تمام محلها ، تیمارها و زمان­ها بود که با افزایش بارندگی به همان مقدار پوسیدگی کاهش می­یافت .

بارندگی ، مقدار آهن ،نیتروزن ، فسفر ،روی ،PH و وزن پایه محصول مولفه­های مهمی از مدلهای پیش­بینی پوسیدگی محصولاتی هستند که به وسیله مواد مغذی اضافی تیمار شدند و در حالیکه که دما ،پتاسیم ،منیزیم ،منگنز و مقدار مواد آلی مولفه­ها مهمی برای پیش­بینی پوسیدگی محصولاتی هستند که ا مواد مغذی تیمار نشدند و ارزش­ها و خصوصیات خاک محل را اثبات می­کند (ضمیمه A )

با اینکه هر یک از محصولات در سرعت­های متفاوتی می­پوسند ، تغییراتی که در فرآیند پوسیدگی بین چهار فرآورده مهم هستندنسبتاً سازگارند. دستمالبهداشتی و کاغذ توالت در نیازهای طبیعی بیشتر شبیه هم بودند.

درجه­ایاز اثر مثبت موادمغذی اضافی بر میانگین پوسیدگی توسط ارزش F برای تفاوت بین دو تیمار نشان داده شده است که برای همه محصولات شدیداً با ارزش بالای محصول نهایی مرتبط است و بیشترین تفاوت بین تیمارها را نشان می­دهد و اشاره به این موضوع دارد که ممکن است نسبت نیتروژن به فسفر N/P در تجزیه محصولات مهم باشند. مقدار پسماندها توسط درصد شن از معادله بالا بهتر شرح داده می­شود.( P=0.004 , dF=8 ,γ=0.842)

4- بحث و نتیجه­گیری:

کاغذ سفید نشده توالت سریع­تر از کاغذ توالت سفید شده و دستمال کاغذی تجزیه می­شود . به هر حال پوشک­ها بیشترین مقاومت به پوسیدگی را نشان می­دهند و از این نظر نرخ پوسیدگیان به شدت با دیگر محصولات فرق داشت.

در محلهایی که گرم­تر و خشک­تر بودند و اسیدی نبودند بیشترین پوسیدگی رخ داد( جدول 5 )

تجزیه اغلب محصولات در 6 ماه تدفین به خوبی پیشرفت داشت. فعالیت میکروبی به وسیله سنجش سلولاز سنجیده شد که از محصولات پوشیده شده بعد از 5 ماه ، در محیطهای گرم با خاک­های خنثی و حاصلخیز کاربد دارند.

متغیرهای وابسته و غیر وابسته که مدل­های پوسیدگی ( جدول 49 ترکیب شدند به طور وسیعی با آنهائی که با تشکیل کود گیاهی وابسته­اند سازگارند که در مکان­های سرد و یا مرطوب و یا اسیدی اتفاق می­افتد(موروبلیمی1974). در واقع 2 محلی که پوسیدگی کمی را بعد از 24 ماه نشان داد( زمین­های بایر مونتانه و مرتفع غربی ). پروفیل­های خاک دارای مواد آلی بودند در حالیکه در دیگر محلها خاکها مواد معدنی با یک لایه مواد آلی با عمقهای مختلف داشتند.

اهمیت یو­نهای مثبت ( هم متقیماً سنجش شده و هم مشخص شده با PH ) در خشکی نسبی خاکها و دما بالا برای سنجش افزایش تجزیه برای باریکه­های کتان در تنوع گسترده­ای محیط ذکر شده است( هاریسون و همکاران 1998). هم چنین نرخ بالاتر پوسیدگی در طی اواخردوره تابستان پاییز نسبت به دوره اوایل بهار- تابستان در جایی دیگر گزارش شده است( فرانس 1988). به هر حال اطلاعات ما نشان میدهد که در 3 محل ( اکالیپتوس ساحلی ، جنگلهای بارانی پایین دست و زمین­های بایر کوهستانی ) پوسیدگی بیشتری در ماه­های خشک نسبت به ماه­های گرم­تر برای بسته­های تیمار شده با مواد مغذی بیشتر مشاهده شد. هیچ تفاوت معنی­داری برای پوسیدگی درون تیمار یکسان اما زمان­های دفن برای هیچ یک از محلهای دیگر وجود نداشت. تفاوت در پوسیدگی بین فصل­ها احتمالاً به تسریع الگوها طی زمانهای نمونه­گیری وابسته است.

   بسته­های پاییزه- زمستانه در سال 2000 دفن شدند در حالیکه که بسته­های بهاره- تابستانه در سال 2002-2001 ئفن شدند. یک خشکی شدید در طی سال2000 وجود داشت و ریزش باران تابسستانی شدیدی طی بهار-تابستان 2002-2001 وجود داشت. ریزش باران شاخص مهم پوسیدگی برای بسته­های تیمار شده با مواد مغذی است ( جدول 4). پوسیدگی بیشتر در دوره خشکتر با مدل­های ما سازگار است.( جدول 5)

یک فاکتور مهم در پوسیدگی در محل­هایی که خاکها یخ زده­اند ،عمق دفن است. تحت بعضی از شرایط یک تفاوت در پوسیدگی با عمق پایین خاک در اوایل تابستان دیده می­شود، اگرچه این تفاوت در فصول دیگر بدیهی نیست. داده­هایمان نشان می­دهد عمق دفن به طور گسترده­ای در میان همه محلها در تاسمانیا مهم نیست اما در مناطق نم­دار که سفره های آب در محدوده 15 سانتیمتری هستند ، کاغذهای تولیدی احتمالاً آماده­تر برای پوسیدگی در عمق 5 سانتیمتری نسبت به عمق 15 سانتیمتری هستند.

ممکن است گاهی پوسیدگی در عمق دفن کمتر کمی زیاد شود ، دسترسی به مدفوع حیوانات اهلی و انتقال باکتریها موجود در مدفوع باعث می­شود که عمق 5 سانتیمتری را نسبت به 15 سانتیمتری آماده­تر کند.دفن ضایعات زیرسنگها در سطح خاکها پوسیدگی را افزایش نمی­دهد و برای سلامت عمومی از نظر ( Bridleatal 2003) مضر است.

این نشان می­دهد که مواد مغذی اضافی توسط لجن­های فاضلابها تجزیه نوارهای کاغذی و پنبه­ای ترکیب شده در یک خاک کنترل شده تیمار نشده را زیاد می ­کند.

مقدار اضافی از نیتروژن و فسفر بای آزمایش نوارهای پنبه­ای در زمینهای باتلاقی منجر به تجزیه بیشتر آنها نسبت به آنچه ثبت شده بود برای اضافه کردن فقط یکی از این دو عنصر شد، مخصوصاً در جاییکه پنبه­ها در لایه زغال سنگ نارس نسبت به وقتی که در یک ستون آب قرار قرار گرفته باشد دفن شده باشند( Moltby ،1988) رابطه­ای بین نسبت کربن به نیتروژن C/N و تجزیه موفق یافت نشد. این یافته­ها برای پوسیدگی باقی­مانده ­های خشن چوبی در محیط­های جنگل معتبراست.

پژوهش در مورد پوسیدگی باقی­مانده­های خشن چوبی در محیط­های جنگلی نشان داد که دما یک عامل مهم تعیین کننده پوسیدگی است، اما دانسیته اولیه چوب نیز مهم است . نتایج می­تواند به پوسیدگی پوشک­ها مرتبط باشد چرا که پوشک­ها نسبت به کاغذ توالت و کاغذ بهداشتی چگال­ترند.

میکنسن و همکاران (2003) یک رابطه بین بارش سالیانه و نرخ پوسیدگی یافتند. به طوریکه پوسیدگی کمتر در محلهایی اتفاق می­افتاد که بارش بیشتر از 1300 میلیمتر بود. اینسون و همکاران (1988)  پیشنهاد کردند که پتانسیل تبخیر می­تواند شاخص خوبی برای پوسیدگی سلولز باشد.شاخص ساده­ای برای پوسیدگی براساس دما ، ریزش باران و PH توسعه دادیم . شاخص از دو دسته متوسط بارش سالانه ( 1= بیشتر از 650 میلیمتر ، 2=کمتر از650 میلیمتر) ، میانگین دمای سالیانه (1=کمتر از 13 درجه سانتیگراد ، 2= بیشتر از 13 درجه سانتیگراد) و PH ( 1=کمتر از 5/4  و 2= بیشتر از 5/4) مشتق شده است. این شاخص ترتیب متوسط پوسیدگی به کار رفته در همه اطلاعات 6 ماه پاییز و زمستان ، 12 ماه و 24 ماه را نوسازی می کند( جدول 5). یک نشان 3 روی این شاخص نشان می­دهد که 2سال برای پوسیدگی همه محصولات کاغذی دفن شده در خاک ناکافی است. حتی وقتی که با مدفوع و ادرار تیمار اضافی شده باشد. یک نشان 6 ، تجزیه سریع­ محصولات ، هر چند با مواد مغذی اضافی تیمار شده باشد و یا نشده باشد را نشان می­دهد. این شاخص ممکن است قابل تعمیم به دیگر بخشهای جهان باشد.

مفاهیمی برای مدیریت:

یک سوال کلیدی در مفاهیم مدیریت برای تصمیم گیری در مورد داده­های پوسیدگی هایمان این است که آیا این روش مقبولیت عمومی و محیطی دارد؟

گزارش های مقبولیت عمومی دوام محصولات از ضایعات بشری در خاک جستجو می­شود که از حوادث گذشته که می­تواند به عنوان نشان برای حوادث جدید باشد. این احتمال می تواند در بعضی­ مکانها بهتر استفاده شود.( ون پلیتن2002)

گزارش­های مقبولیت محیطی به تغییرات شرایط تغذیه خاک می­پردازد و بررسی می­کند که به طور آشکارا اهمیت این موضوع که ضایعات در طول چندین سال باقی می­مانند. در قسمت­های غربی ارتفاعات و ارتفاعات بایر پوسیدگی شدیداً کند است. در نهایت برای هر دوی شرایط نامطلوب محیطی و عمومی نظرمان این است که به مردم بگوییم که ضایعاتشان را در محیط دفن کنند. این پیشنهاد نمی­خواهد به صورت تکلیف دربیابد بلکه این امکان را به وجود می آورددبرای کسانی که در نزدیکی جنگلهای بسته و یا در محیطهایی که زندگی گیاهی کمتر است ضایعاتشان را دفن کنند نسبت به کسانی که در نواحی پوشیده از علف و مناطق گیاهی ارتفاعات زندگی می­کنند.

برای انجام این کار پوشک­ها هدف مناسب هستند. دستورهای رایج MIB می­خواهد که پوشکها دفن نشوند و به بیرون ا منطقه حمل شوند. این یک پیام ساده با عنوان خطر کوچک برای سلامتی معابررین است. ما پیشنهاد می­کنیم از این پیام استقبال شود با توجه به اینکه پوشک­ها بعد از 2 سال آن هم در بعضی مناطق می­پوسند.

عابرین ممکن است که اشغالهایشان را در منطقه مرتفع زیر سنگها بگذارند زیرا آنها نمی­خواهند به وسیله حفاری به جنگل­های منطقه آسیب بزنند.

ما امید داریم نتایج این تحقیق و مطالعات آنها از میزان پوشش گیاهی آنها را متقاعد کند که دفن آشغالهایشان نسبت به ترک آنها به صورت آزاد ضرر کمتری برای محیط دارد.

عمق خاک ثابت برای دفن آشغالها در همه مکانها 15 سانتیمتری کافی است که توسط Cole پیشنهاد شده است.

اگرچه موانعی مانند ریشه ها ، سنگها و یا خاکهای سخت ، حفر گودالی به عمق 15 سانتیمتری را با مشکل مواجه می­کند.در جاهایی که حفر این عمق غیر ممکن است از بیلچه های فلزی که در مغازه­ها به  فروش می­رود استفاده می­شود که به صورت یک احتیاج در دستورالعمل MIB بر آن تاکید شده است. دفن در عمق 5 سانتیمتری بیشتر این حفر توسط حیوانات ایجاد می­شود با 15 سانتیمتری مقایسه شد. در دستورالعمل عمق 15 سانتیمتری پیشنهاد شد.

پژوهش اخیر که برای تعیین اثر اضافه کردن ادرار و مدفوع واقعی بر پوسیدگی خمیر و کاغذ توالت فرض می­شود ، واکنش های مشابهی را در سرتاسر یک دوره یک ساله نشان داد که نتایج انرا در بالا داریم. نتایج دو نقطه دور ( جنگلهای پست اکالیپتوس و دشتهای مونتانه ) با داده­های حاضر نوشتار سازگار است. حال آنکه حضور مدفوع به باکتریها این اجازه را می­دهد که بیشتر در محیط فعالیت کنند و بنابراین پوسیدگی کاغذ توالت در دوره 6 ماهه بیشتر شود.

نتایج بالا می­گوید که کمترین اثر دستورالعمل به عابرینباید به اینموارد تغییر کند:

1-         دستور می­دهد هیچ گونه ضایعات انسانی ، کاغذ توالت یا دستمال کاغذ بهداشتی را در مناطق با پوشش گیاهی بدون درخت بالای 800 متر در تاسمانیا دفن نکنیم.

2-         بر این موضوع تاکید دارد که قرار دادن آشغالها زیر سنگها نسبت به دفن آشغالها در محیطهای مرتفع بیشتر ضرر محیطی دارد.

3-                     تاکید دارد که برای دفن مدفوع در مکانهای جنگلی وجود بیلچه فلزی محکم ضرورری است.

عمدتاً به این دلیل که پوشکها دیرتر از کاغذهای توالت می­دهند پوشک­ها را به بیرون حمل کنند. راهنما ها هم همچنین باید به عابرین توصیه کنند که در انتخاب محل توالتشان دقت کنند. انتخاب یک محل دارای خاک با خاصیت زهکشی خوب نسبت به خاکهای با زهکشی کم و یا گیاه خاک در ارتفاعات یا در زمینهای بایر اولویت دارد. شاخصی که برای پیشگویی سرعت پوسیدگی ضایعات انسانی محصولات مصرفی استنتاج کردیم باید در بیرون از تاسمانیانیز آزمایش شود تا پتانسیل جهانی آن نیز تعیین شود.  


کلمات کلیدی: