مهندسی علوم صنایع چوب و کاغذ

××وبلاگ تخصصی مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ **

سوگنامه به گل نشستن کتاب
ساعت ٢:٠٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳٩۱ 

نویسنده: جعفر سید

 


    خدا رحمت کند این یار مهربان و دیرآشنا را که بی منت، دل های بیدار را می نواخت و دل های خواب را بیدار می کرد، عاشق معرفت بود، خودش به سراغ ما می آمد و احوالی می پرسید و نمی گذاشت تنها باشیم.
    حتی تلویزیون و ماهواره و اینترنت نمی توانست بین او و ما جدایی بیفکند. یادش به خیر، چه شب هایی که تا صبح با او زمزمه هایی داشتیم.


 نه، فقط یک بار نبود: بال پرواز بود و بی هیچ ملاحظه و اغراض سیاسی همه را همراهی می کرد. برایش فرقی نداشت نماینده مجلس باشد یا دولتمرد و دانشجو و مردم عادی. وظیفه اش روشنایی بود و آگاهی بخشیدن، اطلاع رسانی و تلطیف روحی ایجاد کردن، شناخت و معرفت دادن، تاریکی و جهل را کنار زدن...
    آنچنان سرگرم تهیه نان و پنیر روز و شش و بش زندگی شده ایم که هیچ نمی پرسیم مدتی است از بال پرواز خبری نیست و کسی نمی داند که این سفینه سکینه به گل نشسته است!
    دریغ که هیچ ملوانی و خلبانی آن را درنمی یابد در حالی که همه در سبقت منافع شخصی و گروهی، شناگران ماهر و چتربازان قاهری هستند!
    به قول نیما باید گفت:
    آی آدم ها که بر ساحل نشسته، شاد و خندانید...
    یا با اظهار حافظ اقرار کرد:
    شبی تاریک و بیم موج و گردابی چنین حائل
    کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها
    اکنون با توجه به بازی ارز و دلار، کاغذفروشان در چند ماه به سود چندین ساله رسیده اند. در حالی که جای کاغذ در انبار ثابت است، هر ساعت قیمت دلار را می پرسند و با ماشین حساب قیمت جدید اعلام می کنند!
    می توان گفت به غیر از کتاب های کمک آموزشی و کتاب های دولتی، سایر کتاب های عمومی تولیدشان به صفر نزدیک شده است.
    حتی بسیاری از ناشران بزرگ حفظ آبرو می کنند و در موسسات تکثیر دیده ام که شمارگان کتاب های آنان به 100 یا 150 جلد رسیده است و این یک فاجعه بزرگ فرهنگی است. در حالی که نهادهای دولتی به نام فرهنگ عده یی از ناشران اعوان و انصار خود را چاق و چاق تر کرده اند و شادابی و نشاط جامعه می میرد و در چنین شرایطی است که رسانه های مغرض بیگانه، بازارشان داغ و پرمخاطب می شود. البته یک وقت کسی سوءنیت دارد و دروغ می بافد یا قصد تضعیف و تخریب دارد یا خواسته و ناخواسته برای بیگانگان خوراک تبلیغاتی درست می کند. بدیهی است این ناروا و ناسزاست. یا اگر کسی برای خارج کردن رقیب سیاسی از صندلی، تاریک نمایی کند و بخواهد با درشت نشان دادن مشکلات، چشم بسته همه گرفتاری ها را به او نسبت دهد، این هم شایسته نیست اما اگر صاحب قلم و اندیشه ای بخواهد از سر دلسوزی و شناخت درد جامعه، سخنی برای فریادرس، به نیت حل مشکلات بگوید و چاره یی بجوید، چه اشکالی دارد؟! این گونه نظر، پیشنهاد و انتقاد، بسیار لازم و به صواب است چرا که تک صدایی محصول و معمول جوامع کمونیستی است. اسلام هرگز در را به روی روشنگری و حقیقت نبسته است. دلیلش وجود دستورات دین ما نسبت به امر به معروف و نهی از منکر است که البته آن هم شیوه و شرایطی دارد. بنده در شعری سالیان پیش گفته ام:
    می کنی معروف، منکر را چرا؟
    امر معروف تو، نهی منکر است!
    دلیل دیگر، وجود احزاب و قوانین آن است و نیز فلسفه وجودی مجلس شورای اسلامی مبنی بر ارائه نظرات متفاوت و رسیدن به اجماع.
    بنابراین رسانه های ما نباید دچار خودسانسوری و نگرانی شرایط شوند یا تحت تاثیر برخورد با یک کاریکاتور غلط که عمدا یا سهوا نقش پذیرفته، از بیان هر سخن بحقی بترسند و پرهیز کنند!
    مقام معظم رهبری بر نقد سازنده و تفکیک مواضع خودی و غیرخودی تاکید داشته اند و در دیدارهای مختلف با دانشگاهیان و اصحاب برخی مطبوعات همواره به حساسیت این موضوع پرداخته اند. حضرت امام نیز در یکی از مجلدات صحیفه نور سه گونه اظهارنظر را معرفی می کنند:
    1- نظری که از روی حب است. این دوستی ممکن است موجب شود انسان حقیقت را نبیند. یعنی بدی هایی که احتمالادر مخاطب محبوب وجود دارد.
    2- نظری که از روی بغض است و این دشمنی موجب می شود برخی جنبه های مثبت را در مخاطب نبیند.
    3- نظری که بر مبنای شناخت و انصاف است و حب و بغض در آن دخالت ندارد و این روش را سازنده و سالم می شمارند.
    بنابراین بسیاری از نظرات منتقدان می تواند در پیچ و خم های پرخطر نظام از کج روی و جاده خاکی رفتن مسوولان جلوگیری کند و هر کارگزار خاطی هم باید خوشحال شود که اشکال کارش بیان شده و اگر حسن نیت دارد، عذر تقصیر بخواهد. به امید اعتلای فرهنگ نقد کردن و نقدپذیری سازنده در جامعه.
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2514 به تاریخ 18/7/91، صفحه 16 (صفحه آخر)


 


کلمات کلیدی: بریده جراید ، چاپ ونشر