مهندسی علوم صنایع چوب و کاغذ

××وبلاگ تخصصی مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ **

کودکان را دست کم نگیرید گزارشی از وضعیت نشر کودک و نوجوان کشور
ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ۱۳٩۱ 

نویسنده: مریم شهبازی

خسته از کار روزانه سری به کتابفروشی سر خیابان می زنی. می روی تا کتابی برای تنها دخترت که هفت سال بیشتر هم ندارد؛ بخری. از میان کتاب های رنگ و وارنگی که در قفسه های کتابفروشی جای گرفته اند؛ چند کتاب برداشته و ورق می زنی. اغلب آنها یا کتاب های ترجمه شده از نقاط مختلف این کره خاکی هستند یا کتاب های نوشته شده توسط نویسنده های بی نام و نشان داخلی. با وجود علاقه به خرید کتاب از نویسنده های خودمان مجبور به انتخاب یکی از کتاب های ترجمه شده می شوی و بعد از ساعتی زیر و رو کردن کتاب ها، داستان جک و لوبیای سحر آمیز را می خری و تمام راه به دخترت فکر می کنی که در خانه انتظارت را می کشد. به این فکر می کنی که کاش کتاب های تالیف داخل از تنوع بیشتری برخوردار بودند تا حداقل از این طریق می توانستی فرزندت را با بخشی از فرهنگ همین مرز و بوم آشنا کنی. کتابی که به قلم یکی از ساکنان کشور نوشته شده و منطبق با فرهنگ و تمدن خودمان باشد.
     این اتفاق را شاید بسیاری از پدر و مادرهای جوان تجربه کرده باشند. بویژه آنهایی که علاقه مند به خرید کتاب هایی برخاسته از همین فرهنگ و مرز و بوم هستند. مسئله ای که برخی از اهالی قلم از آن به عنوان غلبه آثار ترجمه شده به آثار تالیفی در حوزه کودک و نوجوان یاد می کنند. اتفاقی که برخی آن را مشکلی بزرگ می دانند و معتقدند که افزایش تعداد کتاب های ترجمه شده در مقایسه با کتاب های تالیفی اتفاق خوبی نیست و باید از آن هراسید. در مقابل این افراد عده دیگری هم هستند که مشکلی در افزایش کمی این قبیل کتاب ها نمی بینند و می گویند که به جای به مقابله پرداختن با آثار خارجی باید نقاط مثبت آنها را جذب کرده و در خلق آثار وطنی از آنها بهره جست. با توجه به همین نظرات مختلف امروز مبنای گزارش مان را برهمین موضوع قرار می دهیم. به سراغ چند تن از فعالان این عرصه پر رمز و راز می رویم تا به بررسی این مسئله و مشکلات پیش روی اهالی فعال در نشر کودک و نوجوان بپردازیم.
    


  با نگاه تقابلی در عرصه ترجمه مخالفم
    قبل از همه به سراغ یکی از نویسنده های کودک و نوجوان کشورمان می رویم. شهرام اقبال زاده، نویسنده، مترجم و پژوهشگری که مدت هاست در عرصه ادبیات کودک و نوجوان چهره ای شناخته شده به شمار می آید. از این فعال ادبی کشورمان درباره این می پرسیم که غلبه آثار ترجمه بر آثار تالیفی را می توان نقطه ضعفی برای ادبیات داستانی این گروه سنی به شمار آورد یا نه که او می گوید: با این گفته برخی از دوستان که به سبب غلبه آثار ترجمه شده بر تالیفی ما شاهد تحت سلطه قرار گرفتن فرهنگ غرب بر فرهنگ خودمان هستیم؛ به هیچ وجه موافق نیستم. موافقم که ادبیات کودک و نوجوان ما تحت تاثیر ادبیات غرب قرار گرفته ولی این مسئله را نباید این گونه معنی کرد که ادبیات داستانی ما غربی شده و اصالت خود را از دست داده است. همین حالاکتابی پیش روی من قرار دارد که حاصل کار یازده محقق دانشگاه آکسفورد است.
     کتابی که از فرهنگ جدید روسیه می گوید. از حدود 3- 2 قرن قبل می گوید. از زمانی که این کشور پهناور تحت تاثیر فرهنگ اروپای غربی قرار گرفت. تبادلی که منجر به مغلوب شدن فرهنگ روسیه در برابر اروپای غربی نشد. بر اساس اطلاعاتی که در این کتاب ارائه شده است؛ از قرن 19 روس ها با وجود تاثیرفرهنگ و به تبع آن ادبیات اروپای غربی در زمره پیشگامان ادبیات داستانی آن هم در عرصه های جهانی ادبیات داستانی قرار گرفتند و اقدام به ارائه ادبیاتی متفاوت از ادبیات اروپای غربی کردند. ادبیاتی که از میان آن چهره های شاخصی همچون تولستوی، چخوف، داستایوسکی و... به جهان بی انتهای ادبیات معرفی شده و درخشیدند.
     این نویسنده، مترجم وپژوهشگر کشورمان در ادامه ازتعامل مثبت میان فرهنگ ها و ملل مختلف بویژه در عرصه هایی همچون هنر می گوید و می افزاید: ادبیاتی که از قرن 19 شاهد درخشش آن در روسیه بودیم؛ حاصل تعامل میان فرهنگ هاست. تعاملی که بخش گسترده ای ازآن از طریق ترجمه آثار دیگر نویسنده های جهان حاصل می شود. برخلاف تصور برخی از دوستان که با اغماض به این مسئله نگاه می کنند، تاثیرپذیرفتن و تاثیر گذاشتن اتفاق نامبارکی در عرصه ادبیات نیست. تولد بسیاری از گونه های ادبی در نتیجه همین تعاملات صورت می گیرد. حتی در کشور ما که برخوردار از فرهنگی چند هزار ساله هستیم؛ می توان به تعامل با سایر فرهنگ ها و هنرها پرداخت. تعاملی که از میان آن می توان شاخص های مفید دیگر فرهنگ ها را با شاخص های مفید فرهنگ دیگر کشورها درآمیخت و هنری متعالی تر خلق کرد. حالااین هنر ممکن است در قالب نقاشی باشد با همین مبحث مورد توجه ما. به عقیده من بهتر است به جای این که بنشینیم و از مضرات افزایش ترجمه بر تالیف بگوییم؛ با نگاهی نقادانه با تاریخ و فرهنگ ملت های دیگرمواجه شویم. این از اصول تفکر حرفه ای به دور است که با نگاه تقابلی به این مسئله بپردازیم. البته ناگفته نماند که با این نکته که تعداد کتاب های ترجمه از تالیف بیشتر است هم موافق نیستم. اگر نگاه آماری درستی به کتاب های منتشر شده در دو بخش ترجمه و تالیف داشته باشیم متوجه می شویم که از جهت کمی تعداد کتاب های تالیفی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان بیشتر از کتاب های ترجمه شده است. اقبال زاده در ادامه تصریح می کند: اما اگر قرار باشد از جهت کیفی به این مقایسه بپردازیم؛ آن وقت می گویم که تعداد کتاب های ترجمه شده با کیفیت بسیار بیشتر از کتاب های تالیف شده است. متاسفانه بخش تالیف کتاب های کودک ونوجوان ما چندان قوی نیست. در کشورما تعداد نویسنده های خوب دراین حوزه بسیار انگشت شمار است و به دنبال این مسئله تعداد آثار خوب هم چندان قابل توجه نیست. مگر ما چند نویسنده به معنای واقعی حرفه ای دراین زمینه داریم که خواستار برابری کیفی و کمی ترجمه و تالیف باشیم! بخشی ازاین کمبود کیفی از ناآگاهی و رکود نویسندگان ما در این حوزه ناشی می شود. نویسندگانی که در زمان متوقف شده و همپای مخاطب کودک و نوجوان خود پیش نمی روند.
     این می شود که وقتی اثری که با چنین ضعف هایی را پیش روی این گروه های سنی می گذاریم؛ آنها را پس زده و آثار ترجمه شده را ترجیح می دهند. اگر ما اهالی قلم به صرف این که با مخاطبی کم توقع روبه رو هستیم؛ آنها را دست کم گرفته و گمان ببریم هر اثری پیش رویشان بگذاریم با اعتراضی روبه رو نخواهیم شد؛ نتیجه می شود همین که می بینید. بچه های امروز با تازه ترین فناوری های روز دنیا در تماس هستند. باید حواسمان باشد که از آنها عقب نمانیم. اگرمخاطب را دست کم بگیریم؛ آنها هم ما را دست کم می گیرند. البته قبول دارم که ذهن بچه ها بسیار پذیرنده تر از ذهن بزرگسالان است. اما ذهن بچه ها با وجود پذیرش ساده تر در عوض خلاق و دارای قدرت فهم است. بچه ها هم قدرت تفکر، تخیل و عاطفه دارند. این که ما آنها را مخاطبان منفعل صرف در نظر بگیریم؛ تصور اشتباهی است. تنها تفاوت آنها با ما در این است که بزرگترها به دلیل کسب آگاهی و تجربه به راحتی تن به هر چیزی نمی دهند. با وجود تمام نظرات منفی ای که درباره آثار ترجمه وجود دارد؛ معتقدم که حتی می توان از آثار ترجمه شده خوب برای تالیف های خوب استفاده کرد. خود من از نوشته های تالیفی بیشتر از ترجمه استقبال می کنم چراکه آثار ترجمه ای کاملاً منطبق بر فرهنگ و زندگی خود ما نوشته شده اند.
    
    توجه بیشتر به آثار ترجمه شده از مشکلات نشر ناشی می شود
    بعد از اقبال زاده سری به انجمن نویسندگان کودک و نوجوان می زنیم. مجید راستی، رئیس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان که از نویسندگان خوب کشورمان در حوزه کودک و نوجوان هم هست. به او هم در ارتباط با مسائل پیش روی داستان نویسی کودک و نوجوان می گوییم. راستی هم دراین رابطه می گوید: مخالف این هستم که برخی می گویند؛ چون نویسندگان این گروه سنی مخاطبان خود را دست کم می گیرند؛ آثار ترجمه شده با رشد قابل توجهی روبه رو شده اند. شاید بد نباشد که ازاین دوستانی که چنین نظری دارند؛ بپرسید که چرا و چطور به این نتیجه رسیده اند! اگر آثار ترجمه در ادبیات داستانی این گروه سنی بیشترشده به دلیل زنجیره ای از مشکلات پیش روی نشر بویژه نشر کودک و نوجوان است. اگر امروز تعداد آثار ترجمه قابل توجه شده در نتیجه شرایط غلطی است که بر نشر ما حاکم شده. شرایطی که در راس آنها همان قانون مشهور کپی رایت قرار دارد. زمانی که حق و حقوق افرادی که در نشر فعال هستند درست پرداخت نشود؛ شرایط هر روز سخت تر از روز قبل می شود. در چنین اوضاعی عجیب نیست که ناشران به سمت آثار ترجمه بروند. بویژه در حوزه کودک و نوجوان این تمایل برای ناشران صرفه اقتصادی بیشتری دارد و نیازی به پرداخت هزینه مجدد برای تصویرگری کتاب نیست. از هزینه هایی همچون تصویرگری هم که بگذریم؛ آثار خارجی ریسک کمتری هم برای ناشران دارد چراکه حاصل کار مشخص است. ازاین مسائل که بگذریم؛ کارهای خارجی با تنوع بیشتری روبه رو هستند. تنوعی که چیز عجیبی هم نیست چراکه تنها به یک یا چند کشور ختم نمی شود. متاسفانه آن طور که در خصوص نوشته های تالیفی سختگیری می شود؛ نوشته های ترجمه شده با مشکلات چندانی روبه رو نمی شوند. اعمال سلیقه ای که نمود محسوس تر آن را می توان درمقایسه فیلم های داخلی با خارجی متوجه شد. ازاین حرف ها که بگذریم؛ شرایط فعلی فعالیت در این حوزه از تالیف گرفته تا نشر کتاب، ناشران را به این سمت متمایل کرده که استقبال بیشتری از آثار ترجمه شده داشته باشند. آثاری که به سبب نپیوستن ایران به قانون کپی رایت سود اقتصادی بیشتری برای ناشر آن به دنبال دارد.
     رئیس انجمن نویسندگان کودک و نوجوان کشور در پاسخ به این که آشنایی مترجمان با ادبیات داستانی و سبک های مختلف آن تا چه اندازه در حاصل کار موثر خواهد بود؛ می گوید: حالاکه این قدر از افزایش کمی آثار ترجمه شده گفتیم شاید بد نباشد نگاهی به فعالیت های این عرصه هم داشته باشیم. آن هم نگاهی که تنها هدف آن انتقاد نباشد. در پاسخ به سوال شما باید بگویم که در ترجمه تنها تسلط بر اصطلاحات و دایره لغات کافی نیست. یک مترجم خوب باید علاوه برتسلط کافی بر زبان مورد نظر، آشنایی کافی با ادبیات بویژه ادبیات داستانی را هم داشته باشد. فرض کنید شما مترجمی هستید که قدم به عرصه ترجمه داستان های خارجی گذاشته اید؛ اما آشنایی با سبک ها و در کل ادبیات را ندارید. در چنین صورتی فکر می کنید قادر به ترجمه خوب و قوی خواهید بود؟
     باز یک مثال دیگر می گویم. تصور کنید درباره کارهای فانتزی- تخیلی اطلاعاتی ندارید و با این حال قصد ترجمه چنین اثری را هم دارید. مسلم است که ترجمه شما در چنین شرایط تطابق چندانی با اثر اصلی نخواهد داشت. همین مسئله منجر به آن می شود که برخی از ترجمه ها با استقبال بیشتری رو شوند. ازاین مسائل که بگذریم، حوزه نشر، در تمام گروه های سنی با چنان مشکلاتی روبه رو شده که حتی نمی توان آنها را شمرد. همین تیراژ بسیار پائین کتاب ها نشان می دهد که نشر به چه روزگار ناخوشایندی دچار شده است. متاسفانه بسیاری از دست اندرکاران فرهنگی از مشکلات باخبر هستند؛ اما تلاشی در جهت برطرف کردن آن انجام نمی دهند. اگر فرهنگ به روزگار طبیعی خود باز گردد؛ ما هیچ گاه با چنین مشکلاتی روبه رو نخواهیم شد.
    
     صرفه اقتصادی کتاب های ترجمه شده بیشتر است
    سومین فردی که به سراغ وی می رویم؛ محمد رضا توکل صدیقی، عضو هیات مدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان و مدیر مسئول انتشارات صابرین است. موسسه نشری که در بخش هایی چون حوزه های تربیتی کودکان مشغول فعالیت است. توکل صدیقی هم دراین باره می گوید: این که تعداد کتاب های ترجمه شده در حوزه کودک و نوجوان کشورمان بسیار بیشتر از کتاب های تالیفی است را نمی توان کتمان کرد. البته این افزایش در برخی بخش ها همچون کتاب های مرتبط با مهارت آموزی و کتاب های علمی را نمی توان منفی دانست چراکه به هر حال علم در سطح جهان است که شکل می گیرد و نمی توان تنها به یافته های داخلی اکتفا کرد. اما این مسئله در ادبیات بویژه ادبیات داستانی اتفاق چندان خوشایندی نیست. اتفاقی که قدری ازآن به این باز می گردد که برخی آثار از جهت کیفی و تصویری ضعیف تر هستند. از همین رو ناشران بیشتر به آثاری متمایل می شوند که حساب خود را در عرصه های جهانی پس داده و از همه مهم تر نیازی به تصویر گری مجدد آنها نیست.
     این مسئله بویژه درخصوص کتاب های کودک و نوجوان که از تصویر و گرافیک بهره بسیاری می گیرند؛ اهمیت بیشتری پیدا می کند. چرخه اقتصادی نشر این روزها به سختی به حرکت در می آید؛ از همین رو کتاب های ترجمه که زودتر به ثمر می نشینند از طرفداران بیشتری برخوردار هستند. حالااین که چرا این طور است یا چرا تمایل نویسنده ها و ناشران به کتاب های تالیفی کمتر است را باید از متولیان فرهنگی پرسید. متاسفانه صنعت نشر بدون در نظر گرفتن گروه سنی خاصی، از اوضاع و احوال خوبی برخوردار نیست.
     عضو هیات مدیره انجمن فرهنگی کتاب کودک و نوجوان در ادامه می افزاید: از ناشران و مشکلاتی که پیش روی آنان قرار گرفته هم که بگذریم به مولفان و اهالی قلم می رسیم. در چنین اوضاع و احوالی به سبب فقدان سود اقتصادی کمتر نویسنده ای حاضر به صرف زمان و انرژی خود برای نگارش کتاب های تالیفی می شود. زمانی که حق التالیف یک کتاب سود چندانی عاید نویسنده آن نکند طبیعی است که این افراد هم به جای تالیف ترجیح می دهند به کارهایی همچون ترجمه روی بیاورند که زودتر به سرانجام رسیده و سود بیشتری هم به نسبت زمانی که برای آن صرف می شود به دنبال دارد. به علت همین مشکلات و پاره ای دیگر از مسائل است که ما در این حوزه نویسنده حرفه ای کم داریم. فعالیت در حوزه کودک و نوجوان سرمایه گذاری بیشتری به نسبت حوزه بزرگسال را می طلبد. کتاب هایی که برای این گروه سنی منتشر می شود هم تصویر سازی خوبی می طلبد و هم چاپ و کاغذ باکیفیت تر. علاوه براین اغلب کتاب های این گروه سنی باید برخوردار از چهار رنگ در چاپ خود باشند. همین مسئله منجر به گران شدن و افزایش نهایی هزینه ها می شود. تمام این ها در حالی است که قیمتی که کتاب با آن به فروش می رسد قابل مقایسه با هزینه هایی که برای آن صرف شده نیست. به همین دلیل به جرات می توان مدعی شد که ناشرانی که در این عرصه کار می کنند بیشتر از سر عشق و علاقه است که هنوز از ادامه کار منصرف نشده اند.
     مدیر مسئول انتشارات صابرین در ادامه صحبت های خود می گوید: البته سلیقه و خواسته مردم هم در حوزه کتاب های کودک و نوجوان تا اندازه بسیاری تنزل پیدا کرده است. پدر و مادرها آن طور که باید و شاید به برطرف کردن نیازهای فرهنگی کودکان خود اقدام نمی کنند. در برخی موارد حتی ازآن آگاه هم نیستند. بنابراین یا سراغ کتاب نمی روند؛ یا وقتی می روند که قصد خرید کتاب های کمک آموزشی و مهارت آموزی را دارند. از طرفی اگر قرار باشد برای فرزندانشان در مواردی غیر ازاین کتاب تهیه کنند به سراغ کتاب هایی می روند که از محتوای کیفی ضعیفی برخوردار هستند وتنها جنبه سرگرمی دارند. در این شرایط نمی توان انتظار داشت که اهالی قلم یا ناشران به دنبال کتاب هایی که از ارزش بیشتری برخوردارهستند؛ بروند. متاسفانه سلیقه جامعه و سطح خواسته آنان پائین آمده و بخشی ازعلت های بی کیفیت شدن آثار هم به این مسئله باز می گردد. این درحالی است که کتاب، بویژه در حوزه ادبیات از نقشی بنیادین در تربیت نسل های بعدی برخوردار است.
     نقشی که حتی مسئولان هم ازآن غافل بوده و هیچ حمایتی ازآن نمی کنند. از طرفی رسانه ها هم چندان به وظیفه خود عمل نکرده و تلاشی در جهت افزایش آگاهی مردم انجام می دهند. فقدان منتقدانی که به شکلی حرفه ای به بررسی نقاط ضعف و قوت کتاب ها بپردازند هم انگشت شمار است. آن تعداد معدودی هم که دراین زمینه فعالیت می کنند با هیچ حمایتی روبه رو نمی شوند. متاسفانه دراین حوزه ها سرمایه گذاری نمی شود. حمایت درستی انجام نمی شود.
     در این میان اوضاع کتاب های کودک ونوجوان هم از حال و روز بدتری برخوردارهستند. اگروضعیت اقتصادی نشر به شرایط معمول و سلامت باز گردد می توان منتظر اتفاقات خوبی در خصوص کتاب های این حوزه بود وگرنه هرچقدر هم که ما راهکار یا پیشنهاد ارائه بدهیم تاثیری نخواهد داشت.
    
    
 روزنامه ایران، شماره 5247 به تاریخ 21/9/91، صفحه 19 (ادبیات)