مهندسی علوم صنایع چوب و کاغذ

××وبلاگ تخصصی مهندسی علوم و صنایع چوب و کاغذ **

مشکل از یارانه کاغذ آغاز شد گفت و گویی درباره وضعیت این روزهای نشر
ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ۱۳٩۱ 

نویسنده: مریم شهبازی

سابقه کاری اش در کار نشر به بیش از3 دهه می رسد. خودش می گوید از30 سال قبل تا به امروز در حوزه نشر و کتاب مشغول فعالیت بوده. فرازوفرودهای متعددی را دیده. محمد رنجبر، یکی از اهالی قلم که از همان 30 سال قبل مدیریت موسسه نشر «پرسش» راهم بر عهده دارد. به سراغ او می رویم تا به بهانه حواشی پیش آمده درباره قیمت کاغذ و مشکلات آن، پای درد و دل او نشسته باشیم.
    
    آقای رنجبر لطفاً از وضعیت فعلی نشر در کشورمان بگویید.
    اگر مقصود شما این است که درباره اوضاع و احوال صنعت نشر بگویم که باید گفت نشر ما این روزها به هیچ وجه حال و روزش خوب نیست. متاسفانه شرایط نشر، شرایط نگران کننده ای است. شرایطی که باید زودتر فکری به حالش شود. از منظر من که سال هاست در این عرصه مشغول فعالیت هستم باید بگویم که شرایط فعلی برای تمام اهالی کتاب نامطلوب است. اول از همه برای ناشران و بعد از آن هم برای کتاب و کتابخوانی و البته اگر راه دور نرویم برای تمام مردم کشورمان.
    


    از شرایط نامطلوب نشر گفتید. چه عاملی موجب چنین اوضاع و احوالی شده؟ شما هم نوسانات ارز و افزایش صعودی قیمت کاغذ را مقصر می دانید؟
    برای پاسخ به سوال شما به ناچار باید نقبی به گذشته بزنیم. بله حال و روز نشر این روزها هیچ تعریفی ندارد. حال و روزی که از بهمن سال گذشته نوسانات قیمت دلار و افزایش بی رویه قیمت کاغذ هم به آن دامن زد. بی اغراق نمی توان از این دو عامل گذشت. هر دوی آنها در وضعیت فعلی اثر بسیاری برجای گذاشته اند؛ اما مسئله اینجاست که نباید تمام تقصیرها را به گردن این دو عامل انداخت. به هیچ وجه نمی توان این دو علت را سبب وضعیت بد کتاب و تولید آن دانست. مسئله و مشکلی که امروز اهالی کتاب به آن مبتلاشده اند؛ به چهار یا حتی 10 سال گذشته بازنمی گردد. قضیه به سال ها قبل بازمی گردد. دورانی که باید واقعه جنگ عراق علیه ایران را ازآن جدا کرد. نباید سال های جنگ را دراین مسئله دخیل بدانیم چراکه به هر حال وقتی که جنگی صورت می گیرد در هر نقطه ای از کره زمین که باشد مردم با شرایطی ویژه روبه رو می شوند. دورانی که مسئله اصلی دفاع از کشور به شمار می آید. شرایطی که توان آنها در انجام بسیاری از فعالیت های عادی را از میان می برد. آن زمان هم مسئولان کشور هر کاری که از دستشان برمی آمد را انجام دادند. از همین رو دوره زمانی مورد نظر ما از بعد از جنگ تحمیلی شروع می شود.
    از ابتدای سال 70 بود که کم کم سیاست تعدیل آغاز شد. متاسفانه آن هنگام پایه های درستی برای سیاست های حقیقی نشر بنا نهاده نشد. از همین رو صنعت نشر رو به بی سامانی و باری به هر جهت رفتن سوق پیدا کرد. در این دوره زمانی در اثر سیاست های تعدیل، نشر قدم به قدم به وضعیت بحرانی نزدیک تر شد. مشکلات به مرور مجالی برای بروز پیدا کردند. ادامه روند این مشکلات موجب طرح ریزی و اعمال سیاست اشتباهی دیگری شد. سیاست اختصاص سوبسید یا همان یارانه به کاغذ.
    
    با این حساب شما معتقدید که طرح و اجرایی ساختن این سیاست از همان ابتدا اشتباه بود؟
    بله. البته نه این که این کار را به ذات خود بد بدانم بلکه اقدامات برخی از سودجویان آن را ازعملکرد اصلی خود دور ساخت. از حدود سال 73 بود که متولیان برای کاغذ سوبسید دولتی در نظر گرفتند. از آن جایی که نظارت درستی بر نحوه اجرایی شدن این طرح صورت نمی گرفت؛ سوبسید هم نتوانست مشکلاتی از مشکلات نشر کم کند. این طرح هم به جای گره گشایی تبدیل به گره ای دیگر شد. این روزمرگی در عرصه کتاب به همین منوال ادامه پیدا کرد تا رسید به دوره اصلاحات. در دوره اصلاحات هم علی رغم ادامه یافتن طرح اختصاص سوبسید به کاغذ، بیماری های نشر همچنان برجای خود پا برجا بودند. همان طور که اشاره شد نظارت درستی بر اجرای این طرح صورت نمی گرفت و همین مسئله منجر به فراهم شدن فرصتی برای رانت خواران شد. فرصتی که تبدیل به معضلی بزرگ در صنعت نشر و لایه های مختلف انتشار کتاب و تالیف آن شد.
    
    این روند تا چه زمانی ادامه پیدا کرد؟
    تا اواخر دوره اصلاحات هم وضع به همین منوال بود تا این که بالاخره شورای پول و اقتصاد مصوبه ای مبنی بر حذف این سوبسید بی برنامه را تصویب کرد. به احتمال بسیار سال 83 پرونده این طرح بسته شد. متاسفانه به علت همان بی برنامگی ها و پی ریزی های اشتباه سیاست های کاغذ حتی در سال های بعدی هم امکان اصلاح نشر بیمارکشورمان فراهم نشد. از همه بدتر هیچ کدام از متولیان فرهنگی کشورهم چاره ای برای جایگزین کردن سیاست های غلط مورد بحث ما نیندیشیدند. رها کردن نشر و بسنده کردن به شعارهای پرطمطراق موجب شد که نشرمردد بماند که به کدام سو برود. نه حمایت درستی صورت می گرفت و نه سیاست درستی پایه ریزی می شد. این شد که ما به وضعیت فعلی نشر و کتاب رسیدیم.
    
    پس گرانی های کاغذ و نوسانات ارز را هم نمی توان دلیل مستقیم وقوع مشکلات فعلی عرصه کتاب دانست؟
    بله به طور حتم همین طور است. منتهی اگر خوب نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که این نوسانات قیمت ارز و کاغذ تنها تلنگری بر پیکر بیمار نشر کشورمان به شمار می آمد. تلنگری که همچون موریانه عصای نشر را جوید وعصایی که تا دیروز جز یک ظاهر ازآن باقی نمانده بود، فرو ریخت.
    
    در چنین شرایطی بیشترین آسیب وضعیت فعلی متوجه مردم خواهد بود. درست است؟
    متاسفانه باید بگویم که شما درست می گویید. زمانی که ناشران و اهالی قلم قادربه فعالیت نباشند؛ آنهایی که بیشترین آسیب را خواهند دید مردم هستند. آنچه بر سر ما خواهد آمد در نتیجه همین وضعیت بحرانی است که زمینه هایش از سال ها قبل ایجاد شده. با این که معتقدم نشر در شرایطی بحرانی قرار دارد؛ اما باز هم می توان در صورت برنامه ریزی درست و مستمر کارهایی کرد. مسئولان دولتی باید چاره ای بیندیشند و به فکر راه چاره باشند. البته این که انتظار حل این مشکل در کوتاه مدت را داشته باشیم هم انتظار نابجایی است.
    
    ناشران در چه شرایطی مشغول کار هستند؟
    حال ناشران هم مثل خود کتاب خوب نیست. بسیاری از ناشران به علت متضرر شدن از شرایط فعلی نقدینگی خود را از دست داده اند. گرانی های کاغذ، نوسانات دلار و یکسری دیگر از مسائل منجر به گران شدن چنین کالای فرهنگی ای شده است. مردم ما چندان کتابخوان نیستند. درچنین شرایطی تصور کنید چه بر سر فرهنگ کتابخوانی ما خواهد آمد؟ آن هم فرهنگی که همه از پائین بودنش گلایه داریم. در چند ماه اخیر و به دنبال افزایش هزینه های نشر و تولید کتاب، آنقدر بر قیمت پشت جلد کتاب ها افزوده شده که از توان خرید کتاب مردم به شکل محسوسی کاسته شده است. مسلم است که در شرایط فعلی که سرانه مطالعه چندان در کشور ما مطلوب نیست قیمت ها هم به طرز وحشتناکی بالابرود. نیاز به تحقیق نیست تا متوجه شوید که چقدر درهمین چند ماه اخیر از مشتریان کتاب کاسته شده است. این هم به ضرر ماست هم به ضرر اهالی قلم. هم به ضرر ناشران و توزیع کنندگان کتاب و از همه مهمتر به ضرر خود مردم است. این در نهایت سرانه مطالعه کشور است که دراین شرایط رو به کاهش می رود.
    
    در این بین وضعیت ناشرانی همچون شما که در حوزه هایی تخصصی از جمله اندیشه فعالیت می کنند به چه صورت است؟
    باز هم باید بگویم متاسفانه درمقایسه با همکارانی که در بخش کتاب های عمومی فعالیت دارند باز اوضاع و احوال ما بدتر است. کتاب های تخصصی بویژه در حوزه علوم اندیشه و علوم انسانی چون مخاطبان خاصی دارند؛ شرایط خوبی ندارند. این در حالی است که کتاب هایی عمومی همچون داستان های پاورقی و عامه پسند، باز از مخاطبان بیشتری برخوردار هستند. این اتفاق برای فرهنگ ما بسیار ناگوار است. سرمایه ای که تا حدود 9 ماه قبل برای انتشار تقریبی 20 عنوان کتاب کافی بود هم اینک به زور برای انتشار 5 یا 6 عنوان کتاب کافی خواهد بود.
    
    تعاونی و اتحادیه ناشران چطور؟ این دو تشکل عملکردشان چقدر راهگشا بوده؟
    متاسفانه فعالیت های اتحادیه ها تنها در تهران متمرکز هستند و این برای ناشرانی همچون من که در شهرهای دیگر فعالیت می کنیم چندان خوب نیست. از بحث تهران و دیگر شهرها که بگذریم اتحادیه کاری از دستش برنمی آید چرا که محور کار نشر بر اقتصاد است. ازهمین رو باید تعاونی دست به کار شود که آن هم پایه و اساس چندان درستی ندارد. چند وقت پیش آقای مختاباد مقاله ای درباره حمایت های تعاونی ناشران نوشته بود. نوشته بود کاغذی که تعاونی این چند وقت قرار شد در اختیار ناشران بگذارد تنها به 18 نفر رسید. این یعنی فاجعه. یعنی حمایتی که باید عادلانه قسمت می شد تنها به چند عده انگشت شمار رسید.
    
    تعاونی های شهرستان ها چطور؟
    تعاونی شهرستان ها که قدرت وارد کردن کاغذ ندارند. تهران گاهی به شهرستان ها هم کمک می کرد که همان کمک اندک هم قطع شده است.
    
    شما و همکارانتان تا به حال تلاشی در جهت انعکاس مشکلاتتان به این تشکل ها نکرده اید؟
    چرا اما در اغلب این تشکل ها ما با اشباح روبه رو هستیم. تلفن که می زنیم تنها صدای ضبط شده پاسخمان را می دهد. نامه که می نویسیم با جوابی روبه رو نمی شویم. ساختارهای حقوقی تشکل هایی چون تعاونی ناشران روشن نیست. رابطه ها و سفارشات به قوانین ارجح هستند. کسی نمی داند در این سازمان ها چه خبر است. چه اتفاقی می افتد یا قرار است چه اتفاقی بیفتد. متاسفانه در این سال ها کسی به دنبال حل مشکلات نرفته است. مشکل نشر هم چیزی نیست که به شخص یا سازمان خاصی بازگردد. همه به دنبال واردات هستند. کسی به فکرخودکفا شدن در تولید کاغذ نیست.
    
    از چندی پیش متولیان فرهنگی ارشاد در پی تشکیل کارگروه کاغذ برآمدند. عملکرد این کارگروه را چطور ارزیابی می کنید؟
    به خاطر همین مشکلاتی که به بخشی از آنها اشاره شد از این کارگروه هم نمی توان انتظاری داشت. بالاخره حل این مشکلات کار امروز و فردا نیست. متاسفانه 2 سال و2ماهی که آقای بهمن دری به عنوان معاون فرهنگی در وزارت ارشاد مشغول فعالیت بود؛ بدترین وضعیت نشر کشورمان ورق خورد. معاون سابق آنچنان وضعیتی برای نشر کشور ایجاد کرد که کارگروه کاغذ و دیگر مسئولان باید خیلی تلاش کنند تا قدری از مشکلات ایجاد شده بکاهند. ایشان آنچنان به قلع و قمع ناشران پرداختند که بسیاری از ناشران دیگر نتوانستند در شرایط عادی مشغول به کار شوند. اقداماتی که دود آن به چشم تمام اهالی نشر رفت و همچنان هم ادامه خواهد داشت. همین اردیبهشت ماه آقای دری در یکی از گفت وگوهایشان از واردات کاغذ ظرف شش ماه دوم سال خبر داد. خبری که بدترین پیام ممکن را به فعالان این عرصه رساند. این خبر درست مانند این بود که انگار به فعالان این عرصه بگوییم لازم نیست کاری انجام دهید. کاغذ وارد می شود. نمی خواهد فکری به حال مشکلات کاغذ کنید. همین شد که کاغذ حتی با نرخی بالاتر از دلار هم خرید و فروش می شد. همین الآن اگر دلار بازار آزاد را 3 هزار تومان درنظر بگیریم؛ کاغذ 24 کیلوگرمی باید بندی 68 تا 70 هزار تومان باشد اما می بینید که بالاتر است. همین شنبه کاغذ بندی 80 هزار تومان بود. همین سیاست های اشتباه منجر به این شد که گرانی کاغذ همچون تلنگری مارا متوجه مشکلات فعلی سازد. از ناشران و نویسنده ها که بگذریم؛ چاپخانه ها هم همین اوضاع را دارند. تمام افرادی که در حوزه نشر مشغول فعالیت هستند؛ این روزها حال و روز خوبی ندارند. متاسفانه آقای دری معاونت فرهنگی را به دژی نفوذناپذیر تبدیل کرد.
    
    با این اوصاف امیدی به حل مشکلات فعلی هست؟
    بله. این طور هم نیست که بگوییم دیگر کاری از کسی ساخته نیست. می شود اما در کوتاه مدت امکان پذیر نخواهد بود. با برنامه ریزی صحیح و مستمر می توان این مشکل را حل کرد. قبول دارم که بازگرداندن افرادی که دست از کار کتاب و نشر کشیده اند ساده نیست اما می توان در همین شرایط فعلی هم کاری کرد.
    
    از اوضاع و احوال نشر که بگذریم، حوزه تخصصی شما با وجود تمام مشکلاتش چه اثری در ارتقای فرهنگ دارد؟
    حوزه اندیشه و علوم انسانی از مهم ترین حوزه های علمی در هرکشوری به شمار می آید. اولین دغدغه ای که من و دیگر همکارانم داریم تلاش در جهت فهم مدرنیته است. برای خارج شدن از حالت رکود باید در جهت تفهیم این مفاهیم تلاش کرد. باید از تجربه دیگر کشورها استفاده کرد. با نشر این آثار می توان گام هایی دراین جهت برداشت. می توان به دنبال ایجاد اندیشه و تاملی درست در جامعه رفت.
    
    هفته کتاب و بیستمین دوره ازآن به تازگی به پایان رسیده، برگزاری چنین هفته و مراسمی تا چه اندازه بر افزایش سرانه مطالعه اثر خواهد گذاشت؟
    اگر دچار شرایط فعلی نشر نبودیم به طور قطع برگزاری چنی هفته هایی بسیار راهگشا بود. همان طور که اول هم نه تنها در میان بچه ها بلکه در کل جامعه ما شاهد شور و شگفتی خواهیم بود در هفته کتاب هم می توانیم کاری انجام دهیم که همان شور و نشاط ایجاد شود اما وقتی مشکلات به این شکل وجود دارند برپایی حتی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران هم چندان اثرگذار نخواهد بود.
    
    از مشکلات نشر و هفته کتاب که بگذریم، خودتان چه کتاب هایی آماده چاپ دارید یا به تازگی منتشر کرده اید؟
    «نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی» نوشته مرحوم سید عباس معارف، «مبانی تاریخ اجتماعی ایران» نوشته دکتر فریدون الهیاری ازجمله کتاب هایی هستند که هفته قبل وارد بازار نشر شدند. «فیلسوف تاریک» (نگاهی به زندگی و نگاشته های هراکلیت) کاری از داریوش درویشی هم یکی از این کتاب هاست. چند کتاب دیگر هم آماده چاپ داریم. کتاب های «مبانی حکمی اقتصاد و معیشت» نوشته نیچه و ترجمه جدیدی از منوچهر اسدی، «مدیریت و ماکیاولی» نوشته آنتونی جی به ترجمه محمد صادقی هم ازجمله این کتاب ها هستند.
    
    
 روزنامه ایران، شماره 5231 به تاریخ 30/8/91، صفحه 19 (کتاب)